نامه دریافتی: پژوهشگر BBC «سو سابقه» دارد ولی دیپلم…

سهیلا امین ترابی (شادی امین)
سهیلا امین ترابی (شادی امین)

بعد از ماه ها که از غیبت سهیلا امین ترابی (شادی امین) از رسانه های معتبر فارسی زبان می گذشت، مجددا شاهد ظهور او در تلویزیون فارسی زبان بی بی سی با عنوان پژوهشگر و فعال حقوق بشر بودیم.

اما چطور شده که پای سهیلا خانم، بار دیگر به بی بی سی باز شده؟ آنهم بعد از افتضاحات اخیر و پرونده های قطور مالی، پول شویی و موارد مستند خشونت های کلامی، رفتاری و جنسی. چطور شده که تهیه کننده بنگاه بی بی سی به خودش زحمت نداده وقتی عنوان پژوهشگر را بر پیشانی فردی به این بدنامی می چسباند از خودش بپرسد آیا می توان هر کس را (که در مورد شادی امین به نوشته خودش حتی کلاس هشتم مدرسه را تمام نکرده و از ۱۴ سالگی ترک تحصیل کرده) صرفا به دلیل اینکه دوست دارد پژوهشگر نامیده شود، با این عنوان اطلاق کرد؟ آیا به صرف اینکه او از رژیم اسلامی ایران ناراضی است، می توان او را فعال حقوق بشر خواند؟ آیا چند وبلاگ نوشته، جایزه های خود خوانده، سازمان هایی که شرکت ثبت اسناد در بریتانیا نشان می دهد که اغلب یک نفره هستند و بی اساس، سازمان خوانده می شوند باعث می شود که او را دعوت کرد و برایش عنوان و لقب قطار کرد؟ جریان چیست؟

مدتی شده که از تلاش سهیلا امین ترابی (شادی امین) برای ایجاد شبکه های دوستی و تطمیع برخی عوامل رسانه های فارسی زبان برای خریدن وقت و تحمیل حضورش، خبرهایی شنیده می شود. حتی از کوچ خانه و زندگی او از فرانکفورت به لندن و زندگی مشترک با شادی صدر که میان دست اندرکاران بی بی سی و روزنامه نگاران اصلاح طلب که از ایران به لندن آمده اند دوستان زیادی دارد. اما وقتی بیشتر به عمق ماجرا پی می بریم که تجربه گوناگون افراد را بشنویم.

موارد بسیاری ( که چندین مثالش در سایت عدالت برای دگرباشان هم منتشر شده) وجود دارد که شادی امین برای پیش بردن اهدافش، از مجبور کردن عده ای برای مصاحبه دادن به او برای پروژه های خیالی به ویژه میان پناهجویان دگرباش مقیم ترکیه، تا ایجاد روابط شخصی و کوتاه، تا جذب کمک های مالی دولتی و بیشتر شخصی ( گرفتن کمک های نقدی از افراد متمول در قالب جمع آوری کمک برای پناهجویان)، هر جا که نشسته خود را علاوه بر پژوهشگر و فعال حقوق بشر، فیلم ساز، خبرنگار و مشاور رسانه هایی مانند بی بی سی و صدای آمریکا معرفی کرده است. در مواردی که او خود را پشت پرده و مدیر چندین پروژه رسانه ای در بی بی سی و تلویزیون من و تو معرفی کرده است. ( مثلا در پروژه موفق جنسیت یا سکسیسم در بی بی سی فارسی، شادی امین در دو سخنرانی یکی در فرانکفورت و یکی در جمع کمونیست های هانور خود را پشت پرده این پروژه معرفی کرد و گفته برای غالب کردن پروژه به دوستانش در بی بی سی، مهمانی ترتیب داده و کوشیده در این مهمانی چند دست اندرکار بی بی سی را راضی کند تا این پروژه را پیش ببرند و ایده و نحوه اجرا از آن او بوده و گرنه (نقل به عین) این کارها به عقل هیچ کس در این رسانه ها نمی رسد یا در مستندهای معروف به رو در رو در تلویزیون من و تو، او گفته که طرح مستند را نوشته و نزد رییس تلویزیون برده و مجری و همه عوامل را هم خودش ترتیب داده و حتی بر زاویه دوربین ها هم نظارت داشته و هزینه گوینده برنامه را هم از جیبش گذاشته است. سندش برای اثبات این ادعا حضور شادی صدر در قسمت اول این مستند و حضور خودش در قسمت دوم این مستند بوده است.

شادی امین در توضیح
شادی امین در جشن تولد ۵۰ سالگیش در سال ۲۰۱۴. او نوشته این جشن در منزل یکی از تهیه کنندگان بی بی سی برگزار شده.

یا او در جمع دیگری در تورونتو ادعا کرده که او بوده که صادق صبا، رییس فعلی بنگاه فارسی بی بی سی را با فداییان اقلیت آشنا کرده و ادعا کرده (نقل به عین) گرچه صادق این روزها دیگر تحویلش نمی گیرد و اصلاح طلب شده اما این رفیق سهیلا بوده که معرفی نامه پناهندگی او را نوشته است. ادعایی که از اساس دروغ است.

آشنایی با ساز و کار این رسانه ها، پوچ بودن این خود بزرگ بینی شادی امین را هویدا می کند اما نکته ای را هم نباید از نظر پنهان داشت که شادی امین برای آنکه در جمع های مختلف، برای این خود بزرگ بینی هایش، سندی هم داشته باشد باید دست کم یکی دو باری در برخی رسانه ها ظاهر شود و آن ها را دلیل گفته هایش کند. برای رسیدن به این هدف، او با هر کس دعوایش بشود و خشونت کند، همیشه کوشیده تا جمع های فمنیستی درون رسانه هایی همچون بی بی سی را  برای خود محفوظ نگه دارد و حتی سر کیسه را هم اندکی شل کند ( نه اینکه مستقیما برای حضور در برنامه ها پول به تهیه کنندگان بدهد، بلکه در دست کم دو مورد از پروژه های سازمان عدالت برای ایران، دست کم یک سردبیر و یک تهیه کننده بی بی سی با شادی امین و شادی صدر به طور پروژه ای کار می کردند. نتیجه این پروژه که منتشر شد، طبیعی است آن تهیه کننده و سردبیر، این خانم ها را به بی بی سی بندازند تا هم حق دوستی را ادا کنند و هم از سکوی بی بی سی برای معرفی پروژه ای که خود شریکش بودند استفاده کنند. کاری که خلاف قوانین بنگاه بی بی سی است.)

نکته ای که از نظر بی بی سی و رسانه هایی مانند بی بی سی غایب است اوج سو استفاده ای است که شادی امین، از اعتبار کسب شده با شرکت در این گفتگو ها کسب می کند. افرادی که او به نام بی بی سی و به طور خیالی در ترکیه مصاحبه می کنند یا وقتی برای پیش بردن اهدافشان، خصوصا میان جمع افراد بسیار شکننده پناهنجو در ترکیه، با «مگر ما را در بی بی سی ندیدی، ما افراد مشهور و صاحب نامی هستیم»، کارشان را هر چه که باشد ( از اجبار برای شرکت در یک میتینگ یا حتی ایجاد روابط خصوصی و …) پیش می برند. در یک مورد، فرد پناهجو اقدام به خودکشی کرد ( خوشبختانه نجات پیدا کرد). موردی که مشهور است شادی امین رابطه را با فرد مزبور با نام تهیه مستندی برای بی بی سی آغاز کرد و گفته بود که اگر این مستند انجام نشود پناهجوی مورد نظر پایش به کانادا نخواهد رسید.

بدیهی است حضور دوباره شادی امین، بعد از ماه ها غیبت رسانه ای که شنیده می شد به دلیل آشکار شدن فساد او و گروه های مورد مدیرتیش است، در رسانه ای مانند بی بی سی، بی تبعات نخواهد بود  که مسوول مستقیمش مدیریت بی بی سی است. مدیریتی که یا چشم بر روی رفیق بازی برخی فمنیست های این رسانه ( که مدام بی طرفی خودشان را نقض می کنند و میدان دادن به همفکران خودشان را بر کار با صداقت و اخلاق ژورنالیستی ترجیح می دهند) بسته یا اینکه چون در قحط الرجال و نسا گرفتار است و کس دیگری را پیدا نکرده تا سخنگوی نظراتی باشد که طیفی از مخالفان نظام را نمایندگی کند، به هرکسی، حتی فرد بدنامی مانند سهیلا امین ترابی‌ (شادی امین) متوسل شده است.

بهتر است سکوت نکنیم و با ارسال نامه به بی بی سی، به حضور فریبنده سهیلا امین ترابی، شادی امین اعتراض نماییم.

نامه را برای برنامه صفحه دو که شادی امین در آن حضور پیدا کرده است بفرستید: safheye2@bbc.co.uk


هویت نویسنده نزد عدالت برای دگرباشان محفوظ است.

نامه دریافتی: رفیق سهیلا، شادی امین و «زهرا خانوم»

«سهیلا امین ترابی برای من همان زهرا خانم است»

سهیلا امین ترابی (شادی امین) را قدیمی ها خیلی خوب به یاد می آورند. او سخنران نبود، به قول این روزهای خودش «چالشگر» هم نبود، روشنفکر و تحصیلکرده و صاحب طرز تفکر هم حساب نمی شد. از شما چه پنهان خودش هم دوست نداشت که هیچ کدام از آنها باشد. او برای خودش شعبان بی مخی بود. دوست داشت پایش بیوفتد تا قداره کشی کند. او اهل شرکت در کنفرانس و پنل و نشست و جلسه نبود! سهیلا را چه به جلسه تشکیل دادن! او مشهور بود به اینکه هر جا لازم باشد دعوت می شود تا جلسه ها را بهم بریزد، با سر و صدا مانع از برگزاری درست کنفرانس ها شود و نشست هایی را که می دانستیم طرف مقابل ممکن است قوی تر از ما عمل کند را مختل کند.

کنفرانس برلین یکی از آنهاست. ما می دانستیم که طرفداران مشی اصلاحات آن روزها، خصوصا برخی از دعوت شده ها به کنفرانس برلین که پیشینه چپ هم داشتند، خوش کلام هستند و ما دربرابر آنها بازنده ایم ( بماند که بعدا اکثریتشان از اصلاحات رو برگرداندند و تبعیدی شدند). در تقسیمات کاری قرار شد علاوه بر دعوت از خانواده زندانیان و اعدامی ها و فعالان سخنور چپ، از سهیلا امین ترابی ( که آن زمان هنوز رفیق سهیلا بود) دعوت کنیم تا حضور داشته باشد و هماهنگ شده جلسه را به هم بزند. ما که از هر دو رژیم شاه و شیخ ها کشیده بودیم، برای اینکه قدری اعضای پنل را هم دست بیاندازیم، تصمیم گرفتیم تا به شیوه اوایل انقلاب و دور و بری های خمینی از جمله صادق قطب زاده و یار غارش «زهرا خانوم»، مسیولیت رفیق سهیلا را از جلسه برهم زدن کمی ارتقا دهیم و یکی دو بار هم او را پشت میکروفون بفرستیم. ( عدالت برای دگرباشان: زهرا خانم زنی اهل ملایر بود، سواد نداشت و صادق قطب زاده از یاران خمینی، برای برهم زدن تظاهرات مخالفان جمهوری اسلامی او را داخل مخالفان نفوذ می داد. زهرا خانم گاهی با سیاه لشکر بسیج به تظاهر کنندگان حمله می کرد و جلسه ها را به هم می زد و گاهی با حضور در میان مخالفان خودش را مخالف جا می زد تا آنها را خراب کند. این ویدیویی از یکی از سخنرانی های زهرا خانم است که دیدنش خالی از لطف نیست)

زهرا خانم در حال برهم زدن یک تظاهرات در اوایل انقلاب
زهرا خانم در حال برهم زدن یک تظاهرات در اوایل انقلاب

سالها گذشت و رفیق سهیلا، از جلسه بر هم زدن و شناسنامه جعل کردن و شهادت های دروغی برای «پناهنده های چپ دادن» که فلانی برادرم هست و بصاری رفیق سیاسی ام در مدرسه بوده تا پناهندگی بگیرند، به شادی امین تبدیل شد. قیافه ما قدیمی های چپ در آلمان دیدن داشت وقتی او را در کنار نسل نوی فعالان و مثلا همین خانم شادی صدر دیدیم. لطیفه مان هم همیشه همین است که سهیلا که تا حالا همیشه جلسه به هم میزد تازگی ها به لطف شادی صدر جلسه هم می گذارد. البته ظاهرا تاثیر شادی امین روی خانم صدر بیشتر بوده! چون حالا شادی صدر هم تبدیل به جلسه بر هم زن شده.

خلاصه اینکه رفقا، جوانان… باور کنید این سهیلا امین ترابی -شادی امین شما- برای ما حکم «شعبان بی مخ» را داشت! «زهرا خانومی» بود که روی همسایه اش لنگه دمپایی می کشید. مدارک مالی اش را که دیدم خوشحال شدم که در نیم قرنی اش دست کم به نان و نوایی رسیده. گرچه در ذهن من او هیچ وقت جدی نیست. همیشه تداعی گر «زهرا خانوم» صادق قطب زاده است که گاهی کتک کاری می کرد و گاهی روبروی دانشگاه تهران روی پیت می ایستاد، چادر گل گلیش را دور کمر می بست و فریادهای بی ربط می کشید.

ا. زاده


هویت نویسنده این نامه نزد عدالت برای دگرباشان محفوظ است.

ابهامات مالی سازمان های زیر نظر شادی صدر و…

خوانندگان گرامی،

در طول هفته گذشته تحقیقات عدالت برای دگرباشان و گزارشهای دریافتی، حاکی از ابهامات مالی گسترده در سازمان های زیر نظر خانم ها شادی صدر و سهیلا امین ترابی (شادی امین) بوده.

در اینجا همه گزارشهای مالی را که در طول روزهای گذشته دریافت کردیم بار دیگر، یک جا باز نشر می کنیم و  شما را به جستجو و قضاوت های فردی دعوت می کنیم. در مدارک منتشر شده به جز تصویر اسناد، لینک به وب سایت ها و منابع آنلاین نهادهای دولتی کشورهای متبوع این دو فعال حقوق بشر هم موجود است. ما بارها به خانم ها شادی صدر و شادی امین (سهیلا امین ترابی) اعلام کردیم مایلم تا پاسخ آنها را به این ابهامات مستند مالی منتشر کنیم که تا این لحظه پاسخی دریافت نکرده ایم.

این سه مطلب را بخوانید:

خورشید پشت ابرها نمی ماند

۴ شرکت و یک مدیر: خانم امین پاسخ دهید

يک قلم ۳۹۰ هزار دلار پول گرفتید خانم شادی امین؟