Breaking

پاسخ به چند سوال و شایعه درباره «عدالت برای…

عدالت برای دگرباشان هدف ماست

در چند روز گذشته و بعد از انتشار تجربه افراد، به ویژه پناهجویان ایرانی مقیم ترکیه از رفتارهای خشونت‌آمیز خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) و شادی صدر و نیز مطرح شدن پرسش هایی درباره عدم شفافیت مالی آنها و رفتارهای تمامیت‌خواهانه و حذفی, تعدادی از مخاطبان سایت و به خصوص دوستان و نزدیکان خانم امین ترابی و خانم صدر، اقدام به انتشار ایمیل های دسته جمعی و زیر سوال بردن انتقادهای مطرح شده در مورد این دو فرد کردند.

در اینجا لازم است چند نکته را به دوستان یادآوری کنیم:

مجموعه عدالت برای دگرباشان، سازمان ثبت شده رسمی، نهاد خیریه یا زیرمجموعه هیچ گروهی نیست. فعالیتی است مستقل که با همکاری چند فعال حقوق بشر و بویژه دگرباشان جنسی و بعد از انتشار چندین گزارش از سو رفتار و خشونت اعمال شده توسط برخی از فعالان حقوق دگرباشان راه اندازی شد. در غیاب نهادهای نظارتی، کوششی است برای انعکاس صدای قربانیان فعالیت هایی که گاهی زیر چتر حقوق بشر و مخالفت با رژیم اسلامی ایران، دست به هر اقدام خلاف و غیراخلاقی می زنند, با این پشتوانه که صرف مخالفت با جمهوری اسلامی، چهره آنها را منزه و صدای قربانیان رفتار نا به جایشان را ناشنیدنی می کند.

این فعالیت را زمانی آغاز نمودیم که گزارش های گسترده ای از این دست رفتارها، به صورت پراکنده، روی شبکه های اجتماعی و برخی سایت های خبری منتشر شد. هدف ما ایجاد فضایی برای انعکاس “غیر فعالین” بود. افراد معمولی که در غیاب ناظران قانونی، از فعالان شکایت دارند.

از همان نخستین لحظه شکل گیری وب سایت، با ایجاد صفحه ای برای ارسال گزارش، کار را دست مخاطبان و گله مندان سپردیم. هر چه فرستادند چاپ کردیم. عدالت برای دگرباشان مسئول پر بودن دل افراد، فعالان و پناهجویان از خانم سهیلا امین ترابی و شادی صدر نیست. تا این لحظه حتی یک گزارش در اعتراض به عملکرد فعالان دیگر دریافت نشده است که اگر می شد، منتشر می کردیم.

گله گزاران، که با ارسال ایمیل های گروهی یا پست های فیس بوکی، مدعی جعلی بودن مطالب چاپ شده هستند، اگر به راستی دنبال حقیقت هستند، چرا به فراخوان عمومی وب سایت توجه نکرده اند؟ در تمام مطالب چاپ شده، عدالت برای دگرباشان آمادگی خود را برای تسلیم مدارک دریافت شده به افراد واجد صلاحیت برای بررسی به شکایات, کرده است.

بسیاری از گزارش دهندگان و قربانیان، با اسم و نام واقعی خود برای ما نوشته اند. تک تک آنها را می شناسیم، پناهجویی شان در ترکیه برای ما محرز است، یا در میان فعالان مقیم آمریکا، کانادا و اروپا نام های آشنایی هستند. چطور حتی یک بار، یک نفر از دوستان با عدالت برای دگرباشان تماس نگرفت و جویای احوال نویسندگان نشد؟ مگر دنبال حقیقت نیستید، چرا نخواستید که یک بار پای حرف یک نفر از این پناهجویان بنشینید؟

چطور بدون سند و مدرک، بدون حتی امتحان کردن امکان برقراری تماس با قربانیانی که از این تماس ها استقبال می کنند، فتوای جعلی بودن مطالب را صادر کردید؟ ما بارها، داوطلبانه، شکایت ها را برای خانم ها سهیلا امین ترابی (شادی امین) و شادی صدر ایمیل کردیم و عاجزانه درخواست کردیم در صورت تمایل به پاسخگویی، عدالت برای دگرباشان با آغوش باز جوابیه آنها را چاپ می کند. چرا جواب ندادند؟ در آخرین اقدام حتی ایمیل عدالت برای دگرباشان را بلوکه کردند تا از آن گزارشی دریافت نکنند.

واکنش ها به مطالب چاپ شده در عدالت برای دگرباشان، تامل برانگیز است. دو هفته قبل، شتابزده، بیانیه توسط کمیته موسوم به رکن چهارم منتشر شد و این وب سایت را به وزارت اطلاعات رژیم اسلامی چسباندند. بعد دیدند فایده ندارد، دستشان را جلوی چشم بقیه گرفتند تا مطالب را نخوانند! از دگرباشان خواستند تا حساب های کاربری فیس بوکشان را موقتا تعطیل کنند تا “از گزند رژیم در امان باشند”. به قصد ایجاد رعب و وحشت، در بیانیه که در هرانا منتشر کردند شایعه کردند در وب سایت عدالت برای دگرباشان بدافزارهایی وجود دارد که اطلاعات افراد را جمع می کند و در اختیار رژیم قرار می دهد.

آیا کسی از این دوستان که خود را پژوهشگر دقیق و قابل استناد و فعال حقوق بشر معرفی می کنند، سوال کرد مدارک و اسنادشان برای چنین ادعاهای گزاف چیست؟ حکایت چوپان دروغگو نیست که آنقدر همه شهر را از گرگ ترساند که وقتی گرگ به گله زد، کسی باورش نشد؟ فکر نمی کنند وقتی تحمل پذیرش نقد را ندارند و آن را به وزارت اطلاعات می بندند، آنوقت در صورت حمله وزارت اطلاعات، دیگر کسی حرفشان را باور نمی کند؟ مسئولیت عواقب این گونه رفتارها با کیست؟

واکنش ها به ابهامات مالی هم همینطور. بر کسی پوشیده نیست که بسیاری از سازمان های فعال ایرانی از بنیادهای طرفدار حقوق بشر بودجه دریافت می کنند. اما فعالیت حقوق بشری و پرچم سفید صلح را بالا گرفتن، مسئولیت دارد.

فعال حقوق بشر باید همه کارهایش، از جمله حساب و کتاب مالی اش خالی از ابهام باشد.

وقتی یک فعال حقوق بشر، در این مورد سرکار خانم شادی صدر، مدعی مدیریت یک سازمان غیر دولتی را دارد اما مشخص می شود که نه تنها چنین سازمان غیر انتفاعی وجود خارجی ندارد بلکه ایشان چهار بار از سه شرکت استعفا کرده است اما همچنان خودش را در همه جا مدیر معرفی می کند،

وفتی معلوم می شود که تنها یک نفر به نام سهیلا امین ترابی (نام واقعی شادی امین) مدیر قانونی این شرکت ها است بی آن که در هیچ کجا به این نکته اشاره شود، وقتی ابهامات مالی گسترده ای از قبیل صفر اعلام کردن درآمد دو شرکت فعال و گردش مالی نزدیک به نیم ملیون دلاری برای یک شرکت غیرفعال بوجود می آید، این حق هر شهروند جامعه است که برای روشن شدن این ابهامات، خصوصا از کسانی که خود را مدافع حقوق آن ها می نامند سوال کنند.

ما می پرسیم: خانم شادی صدر، شما که از عدالت برای ایران استعفای رسمی داده اید، چرا همچنان خودتان را مدیرش اعلام می کنید؟ از کجا حقوق می گیرید و اگر می گیرید چرا در سازمان های ثبت شرکت ها، آن را اعلام نکرده اید و امثالهم.

خانم شادی صدر و خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) ، شما که اصرار فراوان بر شفافیت دارید و بارها افراد مختلف را متهم به دزدی و عدم شفافیت مالی و بی لیاقتی در مدیریت کرده اید چرا در چند کلان به این ÷رسش ها پاسخ نمی دهید؟ چگونه است که وقتی از خود شما سوال های مشابه می شود، آن را توطئه وزارت اطلاعات می خوانید؟ شما چگونه می توانید به دنبال عدالت برای ایران باشید وقتی خود از روش های حکومتی، همچون ایجاد فضای رعب و وحشت برای فرار از پاسخگویی استفاده می کنید؟

آیا قدم بعدی شما برای فرار از بار مسئولیت این است که علیه دیگر فعالین حقوق بشر پرونده سازی کنید و بگویید؛ دیدید گفتیم این “شتری است که دم در هر خانه ای می نشیند؟”

کنشگران, فعالین صدیق حقوق مدنی و مدافعان حقوق بشر؛

چرا زمانی که خانم ها امین ترابی و صدر، بارها و مکررا، افراد با سابقه، کوشا و خوشنام را به باد حمله و اتهام زنی و ترور شخصیت گرفتند تا این افراد را بی اعتبارکنند، ساکت بودید؟

چرا اکنون که تعدادی از قربانیان این خشونت ها، زبان باز کردند، «دلواپس» هستید؟

«دلواپسی» شما جای تحسین دارد ولی نباید یک جانبه باشد.

زمانی که سازوکارهای مناسب برای بیان و انتقاد از رفتارهای حشونت آمیز، خلاف اخلاق و مخرب افراد وجود نداشته باشد، زمانی که مدافعان حقوق بشر تبدیل به خاطیان حقوق بشر می شوند، زمانی که قربانیان خشونت این “مدافعان” صدا و تریبون ندارند، بوجود آمدن سایتی هم چون سایت عدالت برای دگرباشان اجتناب ناپذیر است. جایی که افراد بدون ترس از ارعاب بتوانند حرف شان را بزنند بلکه پاسخی در خور بشنوند، بلکه خاطیان به خود بیایند و از این گونه رفتارها (که بنا است با آن مبارزه کنند) دوری کنند، یا بلکه مدافعان صدیق ندای آن ها را بشنوند و بدنبال راه و چاره ای باشند تا جلوی این خشونت ها، اقتدارطلبی ها، تمامیت خواهی ها و دیگر رفتارهای بی جا و منفعت طلبانه گرفته شود.

مطالب منتشر شده در سایت عدالت برای دگرباشان از سوی طیف وسیعی از افرادی که به نوعی شاهد و یا قربانیان این نوع رفتارها هستند نوشته می شود. این کوششی عدالت خواهانه است. در این جا کسی به دنبال نام نیست. شهرتی از این کار کسب نمی کنند یا به دنبال جذب منافع مالی نیستند.

در این جا قصد تخریب شخصیت افراد نیست. تجربه و تاریخ نشان داده که کارهای خوب از چشم پنهان نمی ماند. تجربه و تاریخ همچنین نشان داده که ظلم و ستم نیز پنهان نمی ماند. شما بهتر از هر کس دیگر می دانید که نمی توان ندای حق طلبانه را خاموش کرد.

کوشش گران این مجموعه به «شعور افراد» و «قدرت جستجو»، «تحلیل و منطق» احترام می گذارند و روی آن حساب می کنند. نوشته ایم و گفته ایم، ما دریافت کننده و بازنشر کننده مطالب هستیم و آن را به پرسش گری مخاطبان و کنجکاوی آنها وا گذاشته ایم و در نهایت معتقدیم، پرسیدن و کاویدن برای کسب یقین، حق ماست.

در پایان علاوه بر موارد و پرسش های مطرح شده، این چند پرسش را نیز داریم: چرا خانم صدر و امین ترابی سکوت را به پاسخ ترجیح داده اند؟ کدام بخش از این روایات جعل است و کدام حقیقت دارد؟ چرا قصد شرکت کردن در این گفتمان آشتی جویانه و نقد محور را ندارند. آیا نقد تا وقتی خوب است که نقد نشویم؟

خانم صدر، شیخ اجل می گوید:

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی     کین ره که تو می روی به ترکستان است

Breaking

نامه دریافتی: پژوهشگر BBC «سو سابقه» دارد ولی دیپلم…

سهیلا امین ترابی (شادی امین)
سهیلا امین ترابی (شادی امین)

بعد از ماه ها که از غیبت سهیلا امین ترابی (شادی امین) از رسانه های معتبر فارسی زبان می گذشت، مجددا شاهد ظهور او در تلویزیون فارسی زبان بی بی سی با عنوان پژوهشگر و فعال حقوق بشر بودیم.

اما چطور شده که پای سهیلا خانم، بار دیگر به بی بی سی باز شده؟ آنهم بعد از افتضاحات اخیر و پرونده های قطور مالی، پول شویی و موارد مستند خشونت های کلامی، رفتاری و جنسی. چطور شده که تهیه کننده بنگاه بی بی سی به خودش زحمت نداده وقتی عنوان پژوهشگر را بر پیشانی فردی به این بدنامی می چسباند از خودش بپرسد آیا می توان هر کس را (که در مورد شادی امین به نوشته خودش حتی کلاس هشتم مدرسه را تمام نکرده و از ۱۴ سالگی ترک تحصیل کرده) صرفا به دلیل اینکه دوست دارد پژوهشگر نامیده شود، با این عنوان اطلاق کرد؟ آیا به صرف اینکه او از رژیم اسلامی ایران ناراضی است، می توان او را فعال حقوق بشر خواند؟ آیا چند وبلاگ نوشته، جایزه های خود خوانده، سازمان هایی که شرکت ثبت اسناد در بریتانیا نشان می دهد که اغلب یک نفره هستند و بی اساس، سازمان خوانده می شوند باعث می شود که او را دعوت کرد و برایش عنوان و لقب قطار کرد؟ جریان چیست؟

مدتی شده که از تلاش سهیلا امین ترابی (شادی امین) برای ایجاد شبکه های دوستی و تطمیع برخی عوامل رسانه های فارسی زبان برای خریدن وقت و تحمیل حضورش، خبرهایی شنیده می شود. حتی از کوچ خانه و زندگی او از فرانکفورت به لندن و زندگی مشترک با شادی صدر که میان دست اندرکاران بی بی سی و روزنامه نگاران اصلاح طلب که از ایران به لندن آمده اند دوستان زیادی دارد. اما وقتی بیشتر به عمق ماجرا پی می بریم که تجربه گوناگون افراد را بشنویم.

موارد بسیاری ( که چندین مثالش در سایت عدالت برای دگرباشان هم منتشر شده) وجود دارد که شادی امین برای پیش بردن اهدافش، از مجبور کردن عده ای برای مصاحبه دادن به او برای پروژه های خیالی به ویژه میان پناهجویان دگرباش مقیم ترکیه، تا ایجاد روابط شخصی و کوتاه، تا جذب کمک های مالی دولتی و بیشتر شخصی ( گرفتن کمک های نقدی از افراد متمول در قالب جمع آوری کمک برای پناهجویان)، هر جا که نشسته خود را علاوه بر پژوهشگر و فعال حقوق بشر، فیلم ساز، خبرنگار و مشاور رسانه هایی مانند بی بی سی و صدای آمریکا معرفی کرده است. در مواردی که او خود را پشت پرده و مدیر چندین پروژه رسانه ای در بی بی سی و تلویزیون من و تو معرفی کرده است. ( مثلا در پروژه موفق جنسیت یا سکسیسم در بی بی سی فارسی، شادی امین در دو سخنرانی یکی در فرانکفورت و یکی در جمع کمونیست های هانور خود را پشت پرده این پروژه معرفی کرد و گفته برای غالب کردن پروژه به دوستانش در بی بی سی، مهمانی ترتیب داده و کوشیده در این مهمانی چند دست اندرکار بی بی سی را راضی کند تا این پروژه را پیش ببرند و ایده و نحوه اجرا از آن او بوده و گرنه (نقل به عین) این کارها به عقل هیچ کس در این رسانه ها نمی رسد یا در مستندهای معروف به رو در رو در تلویزیون من و تو، او گفته که طرح مستند را نوشته و نزد رییس تلویزیون برده و مجری و همه عوامل را هم خودش ترتیب داده و حتی بر زاویه دوربین ها هم نظارت داشته و هزینه گوینده برنامه را هم از جیبش گذاشته است. سندش برای اثبات این ادعا حضور شادی صدر در قسمت اول این مستند و حضور خودش در قسمت دوم این مستند بوده است.

شادی امین در توضیح
شادی امین در جشن تولد ۵۰ سالگیش در سال ۲۰۱۴. او نوشته این جشن در منزل یکی از تهیه کنندگان بی بی سی برگزار شده.

یا او در جمع دیگری در تورونتو ادعا کرده که او بوده که صادق صبا، رییس فعلی بنگاه فارسی بی بی سی را با فداییان اقلیت آشنا کرده و ادعا کرده (نقل به عین) گرچه صادق این روزها دیگر تحویلش نمی گیرد و اصلاح طلب شده اما این رفیق سهیلا بوده که معرفی نامه پناهندگی او را نوشته است. ادعایی که از اساس دروغ است.

آشنایی با ساز و کار این رسانه ها، پوچ بودن این خود بزرگ بینی شادی امین را هویدا می کند اما نکته ای را هم نباید از نظر پنهان داشت که شادی امین برای آنکه در جمع های مختلف، برای این خود بزرگ بینی هایش، سندی هم داشته باشد باید دست کم یکی دو باری در برخی رسانه ها ظاهر شود و آن ها را دلیل گفته هایش کند. برای رسیدن به این هدف، او با هر کس دعوایش بشود و خشونت کند، همیشه کوشیده تا جمع های فمنیستی درون رسانه هایی همچون بی بی سی را  برای خود محفوظ نگه دارد و حتی سر کیسه را هم اندکی شل کند ( نه اینکه مستقیما برای حضور در برنامه ها پول به تهیه کنندگان بدهد، بلکه در دست کم دو مورد از پروژه های سازمان عدالت برای ایران، دست کم یک سردبیر و یک تهیه کننده بی بی سی با شادی امین و شادی صدر به طور پروژه ای کار می کردند. نتیجه این پروژه که منتشر شد، طبیعی است آن تهیه کننده و سردبیر، این خانم ها را به بی بی سی بندازند تا هم حق دوستی را ادا کنند و هم از سکوی بی بی سی برای معرفی پروژه ای که خود شریکش بودند استفاده کنند. کاری که خلاف قوانین بنگاه بی بی سی است.)

نکته ای که از نظر بی بی سی و رسانه هایی مانند بی بی سی غایب است اوج سو استفاده ای است که شادی امین، از اعتبار کسب شده با شرکت در این گفتگو ها کسب می کند. افرادی که او به نام بی بی سی و به طور خیالی در ترکیه مصاحبه می کنند یا وقتی برای پیش بردن اهدافشان، خصوصا میان جمع افراد بسیار شکننده پناهنجو در ترکیه، با «مگر ما را در بی بی سی ندیدی، ما افراد مشهور و صاحب نامی هستیم»، کارشان را هر چه که باشد ( از اجبار برای شرکت در یک میتینگ یا حتی ایجاد روابط خصوصی و …) پیش می برند. در یک مورد، فرد پناهجو اقدام به خودکشی کرد ( خوشبختانه نجات پیدا کرد). موردی که مشهور است شادی امین رابطه را با فرد مزبور با نام تهیه مستندی برای بی بی سی آغاز کرد و گفته بود که اگر این مستند انجام نشود پناهجوی مورد نظر پایش به کانادا نخواهد رسید.

بدیهی است حضور دوباره شادی امین، بعد از ماه ها غیبت رسانه ای که شنیده می شد به دلیل آشکار شدن فساد او و گروه های مورد مدیرتیش است، در رسانه ای مانند بی بی سی، بی تبعات نخواهد بود  که مسوول مستقیمش مدیریت بی بی سی است. مدیریتی که یا چشم بر روی رفیق بازی برخی فمنیست های این رسانه ( که مدام بی طرفی خودشان را نقض می کنند و میدان دادن به همفکران خودشان را بر کار با صداقت و اخلاق ژورنالیستی ترجیح می دهند) بسته یا اینکه چون در قحط الرجال و نسا گرفتار است و کس دیگری را پیدا نکرده تا سخنگوی نظراتی باشد که طیفی از مخالفان نظام را نمایندگی کند، به هرکسی، حتی فرد بدنامی مانند سهیلا امین ترابی‌ (شادی امین) متوسل شده است.

بهتر است سکوت نکنیم و با ارسال نامه به بی بی سی، به حضور فریبنده سهیلا امین ترابی، شادی امین اعتراض نماییم.

نامه را برای برنامه صفحه دو که شادی امین در آن حضور پیدا کرده است بفرستید: safheye2@bbc.co.uk


هویت نویسنده نزد عدالت برای دگرباشان محفوظ است.

General

نامه دریافتی: دخل و تصرف در آثار هنری، هنر…

لوگوی شش رنگ

سرکار خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) ، خانم شادی صدر وکیل و حقوقدان و فعال و فلان و بصار

می شود توضیح دهید آرم یا همان لوگوی شبکه شش رنگ را از کجا کش رفته اید؟ همان ماهی رنگی را. خودتان کشیده اید. یعنی به عناوینتان، نقاش و طراح و گرافیست را هم اضافه کنیم؟

ماه هاست که داشتم فکر می کردم این ماهی را یک جای دیگری دیده ام. تا امروز از کتاب خانه ام کتاب ماهی سیاه کوجولوی صمد بهرنگی را بیرون اوردم و نقاشی روی جلدش، کار فرشید مثقالی توجهم را جلب کرد…

این طرح، ماهی سیاه کوچولو، اثر فرشید مثقالی است.
این طرح، ماهی سیاه کوچولو، اثر فرشید مثقالی است.

بله. شما «ماهی سیاه کوچولو» را هم رنگ کرده اید! درست مانند همه همه آن گنجشک هایی که رنگ کرده اید و به عنوان قناری تحویل ملت داده اید! خانم حقوق دان، شادی خانم صدر، خانم چالشگر سهیلا خانم ( شادی امین) شما ظاهرا علاوه بر دزدیدن نتایج تحقیقات دیگران، مصادره و سند زدن دستاوردهای دیگران به نام خودتان، دستی هم در نقض حقوق مولف و کش رفتن آثار هنری دارید. می شود توضیح دهید چطور شد این لوگو را برای ۶ رنگتان انتخاب کردید؟ به شما الهام شد یا روح چپتان به ناگهان یاد صمد بهرنگی و کتابش افتاد و در قحط الرجال و نسا موجود، آن را هم به نام خودتان زدید؟

روی جلد کتاب ماهی سیاه کوچولو
روی جلد کتاب ماهی سیاه کوچولو

ظاهرا علاوه بر وظیفه شفاف سازی در قبال همه سوالهایی که در این هفته ها از شما شده و ساکت هستید، توضیحی هم درباره دزدیدن اثر یک هنرمند و دخل و تصرف در آن بدهکارید.

زبان از توصیف اقدامات شما، قاصر می باشد. چه خوب است که روز به روز بهتر و بیشتر شما را می شناسیم. وای به حال ما که شما را دنبال حقوق دزدیده شده مان فرستاده بودیم غافل از اینکه…

م.س / طراح گرافیست


نام نویسنده این نامه نزد عدالت برای دگرباشان محفوظ است

توضیح عدالت برای دگرباشان: ماهی سیاه کوچولو، یکی از داستان‌های کودکان نوشته صمد بهرنگی نویسنده چپ ایرانی  است که در سال ۱۳۴۶ منتشر شده است. فرشید مثقالی گرافیک روی جلد و نقاشی های داخل کتاب را طرح و اجرا کرده است.

General

نامه دریافتی: متاسفانه شما هنوز بیشترید

سهیلا امین ترابی (شادی امین سابق)
سهیلا امین ترابی (شادی امین سابق)

خانم شادی امین سلام،

شما من را خیلی خوب می شناسید. من همان پناهجوی بخت برگشته ای هستم که چون ثبت نام کردم اما به کارگاه آموزشی شما نرسیدم، من را عامل جمهوری اسلامی، کثیف، استریت، دروغ گویی که خودش را لزبین جا زده، بی پدر و مادر و اطلاعاتی خطاب کردید. همانی هستم که توی چشمانم نگاه کردید و گفتید تو لیسانس زبان داری به درد ما می خوری! همان کسی هستی که بعد از اینکه دوست دخترم که پس از  اصدمه های زیاد در ایران و شکنجه های فیزیکی توسط پدرش به ترکیه رسید و شما دیدید، گفتید شما زوج خوبی هستید! تو برای ما ترجمه کن و دوست دخترت را هم برای تحقیقمان استفاده می کنیم.

یادتان هست متن های بلندی را که خودتان نمی فهمدید را برایم می فرستادی تا برای شش رنگ ترجمه کنم؟ یادتان هست وقتی یک بار سخنرانیتان را برای یو پی آر به فارسی برایم فرستادید تا برایتان به انگلیسی ترجمه کنم؟ وقتی به شما گفتم وقت ندارم و دارم برای مصاحبه پناهندگیم در سازمان ملل حاضر می شوم اول دو روز جوابم را ندادی و بعد رفتید همه جا پر کردید که فلانی آدم رژیم است؟ فلانی می خواهد سر من را کلاه بگذارد و سخنرانیم را به تهران بفرستد؟ یادتان هست به دوست نزدیکم گفتید پدر فلانی اطلاعاتی است؟ گفتید خبر دارید که به پدرم در تهران حاج آقا می گویند؟ یادتان هست وقتی به شما نوشتم شادی چرا اینطوری می کنی چه گفتی؟ پیام دادی که به فلانی بگویید با من تماس نگیرد. وقتی از طریق همان رابط گفتم دست کم برای زحمت های چند ماهه ام دستمزدم را بدهید چه پیام دادید؟ گفتید برود از حاج آقا (پدر پیر ۷۴ ساله ام)‌ بگیرد؟

شما در این دو سال زندگی ام در ترکیه بدترین خاطره ام هستید. شما انقدر وقیحید که وقتی آن بلاها را سر من آوردید همچنان با دوست دخترم تماس می گرفتید چون می خواستید ماجرای زندگیش را در تحقیقاتتان داشته باشید. به دوست دخترم هم همان حرفها را تکرار کردید. یادتان هست گفتید فلانی خطرناک است و ولش کن؟ چه بلاهایی سر ما در ترکیه آمد و شما بدترین بلا بودید. راست می گویید! همانطور که در فیس بوکتان اخیرا مدام می نویسید «شما بیشتر هستید». اگر جمعیت شما و امثال شما بیشتر نبودند، اگر آدم های خوب بیشتر بودند، که جامعه ما گرفتار جهل و تعصب، این همه فاجعه و بدبختی و فلاکت نمی شد.

شما بیشتر هستید! هنوز بیشتر هستند انسان نماهایی که به همه به چشم نردبان نگاه می کنند. هنوز بیشتر هستند چوپان های دروغ گویی که برای جلب توجه هر دو دقیقه یک بار فریاد کمک! گرگ به گله ام زده را سر می دهند! خانم شادی امین! چوپان دروغگوی ناعزیز! فرصت طلب! نماد مردسالاری سنتی ایرانی، هیچ فکرش را کرده اید که انقدر انگ جمهوری اسلامی را بر پیشانی همه چسبانده اید که دیگر اگر واقعا جمهوری اسلامی کاری هم بکند ( که کم هم نمی کند) تشخیص راست و دروغش مشکل شده؟

در مورد وضعیت مالی شما هم واقعا متاسفم! من در کارخانه شیشه بری  کارگری می کنم! دستم را بارها بریدم اما شما نان من را خوردید و دستمزدم را ندادید. یادتان هست وقتی یک شب شام همه را از جمله دوست دخترم را  برده بودید جایی بعد رسید هایی را روی کاغذ بینشان پخش کردید که رویش نوشته بودید ۱۵! و گفتید این هزینه شام شده امضا کنید و رسید بدهید. دوست دخترم می گفت شما واحد پول را ننوشته بودید و فقط نوشته بودید ۱۵! ۱۵ دلار؟ ۱۵ یورو؟ ۱۵ لیر هم برای آن پیده کذایی ته شهر دهات دنیزلی زیاد است. واقعا شرم بر شما و امثال شما که هنوز بیشترید.

روزی که شما کمتر شوید و سایه شما از سر ما کمتر شود، نوبت خوشبختی ما هم می رسد.


نام و مشخصات نویسنده نامه نزد عدالت برای دگرباشان محفوظ است

General

نامه دریافتی: بُزرگش نخوانند اهل خِرَد – كه نامِ…

سهلا امین ترابی (شادی امین سابق)
سهلا امین ترابی (شادی امین سابق)

نگاهي به تاريخچه ي عملكرد سهيلا امين ترابي (شادی امین) نه تنها آراسته به مبارزه اي خالص نيست بلكه سرشار از چپ و راست زدنهاي بي شمار و افراط و تفريط هاست.

او كه در برابر زنان ديگر به طور گسترده از دشنام هاي مردانه استفاده كرده و مي كند، حتي  يكي از زنان هم سازماني خودش را به باد كُتك گرفته كه از كسي پوشيده نيست. كمترين نشانه هاي رفتاري او كپي برداري از لومپنيسم مردانه است؛ (فدات! مي خوامت).

بي صداقتي، افترا و توهين و پرخاشگري عليه ي مخالفين خود كه اتفاقاً از عناصر سرشناس با سابقه ي روشن مبارزاتي عليه جمهوري اسلامي هستند. سابقه اتهام زني “امنيتي” و رژيم خواندن ديگر مبارزان به محض اينكه او را مورد انتقاد قرار مي دهند، گويا ايشان تك محور مبارزه و احيانا تنها آلترناتيو رژيم جمهوري اسلامي است.
هميشه اين پرسش براي بسياري مطرح بود تا اينكه در سايت رسمي دولت انگلستان، اسناد پولشويي او برملا گشت و دلايل اصلي و زمينه ي مادي چنان و چنين رفتارهاي پرخاشگرانه معلوم گشت. به نظر ما او هيچ ربطي به چريك هاي فدايي خلق ندارد و بهتر است از خودش را جمع و جور كند.

امضا محفوظ


عدالت برای دگرباشان: خانم سهیلا امین ترابی،متولد سال 1343 هستند. ایشان در سن 13 سالگی به سازمان چریک های فدایی خلق پیوستند. در سن 14 سالگی او، انقلاب اسلامی رخ داد. بنا به گفته خودشان در سن 17 سالگی از ایران گریختند. فعالیت های سیاسی ایشان در سنین کودکی 13 تا 17 سالگی مبالغه آمیز به نظر می رسد

هویت نگارنده نزد عدالت برای دگرباشان محفوظ است.