Reports

گزارش دریافتی: من هنوز از شادی امین می ترسم!

سهیلا امین ترابی (شادی امین)
سهلا امین ترابی (شادی امین)

در فیسبوک گروهی درست شده بود به نام بارونی ها که گروهی خصوصی و تنها مخصوص لزبین ها بود و خانم شادی امین مدیریت آن را داشت. من در باروني ها تجربه سرباز يك پادگان را داشتم. فقط باید در مقابل هر چیزی که گفته می شد یا ساكت بودم و يا بايد تاييد ميكردم. بعضي وقتها حس ميكردم مغزم كار نمي كند يا بهتر بگوم نبايد كار كند٬ نبايد سوال مي كردم. به جاي ما فكر مي شد، به جاي ما عمل مي شد. كسي اگر اعتراض يا سوالي مي کرد با از ما بهتران سرو كار داشت.
واي به حالمان مي شد اگر حرفي يا پستي را لايك ميكرديم كه مورد تاييد ایشان نبود. اگر با كسی مشكلي پيدا مي كرد يعني همه ما بايد عليه آن فرد قشون مي كشيديم٬ آن فرد را بلاك مي كرد يا از پيج شش رنگ بيرون مي كرد و شروع ميكرد علیه او نوشتن و نوشتن.

اگر مطلبي از كسي را لايك ميكرديم كه ایشان خوشش نمي آمد بازخواست مي شديم. در پیام هاي خصوصي از ما بازخواست مي شد و اين قدر به اصطلاح سين جين می شدیم تا به غلط كردم بیافتیم. يك بار يكي از اعضاي گروه باروني ها مورد غضب ایشان قرار گرفت. آن شخص به نظر مي آمد که قبلا رابطه ي خوبي با ایشان داشته است. هر مطلبي كه مي گذاشت شادي امين خلاصه جوری كامنتی مي گذاشت كه نشان از رضايتش از آن فرد داشت. اما نمی دانم چه شد كه یکدفعه مورد غضب قرار گرفت و او را از گروه باروني ها بيرون كرده و شروع كرد عليه آن فرد مطلب نوشتن. آن گروه خصوصی و بسته بود و آن شخص هم كه اخراج شده بود هم خبری نداشت که جه مطالبی علیه او گفته می شود. به همه ما گفته شد كه او مامور حكومت است و خطرناك.
صادقانه بگویم خود من هم چون در ایران زندگی می کنم خيلي ترسيده بودم. خيلي از ماها هنوز در ايران هستيم و تقريبا همديگر را مي شناسيم. به ما گفته شد كه با او ديگر ارتباط نداشته باشيم وگرنه از نظر امنيتي برایمان خطر دارد و به مشكل بر خواهیم خورد.
من اول دوستی ام در فیسبوک با آن فرد را قطع (آنفرند) كردم و بعد از ترس بلاكش هم كردم. خيلي ها او را بلاك كردند اما واقعيتش این بود که از او چیزی نمي دانستیم. من اگر او را بلاك كردم فقط برای اين بود كه شادي امين گفته بود و از بازخواست کردن ها و بازجویی های ایشان مي ترسيدم.
اما يكي دو نفر در گروه بارونی ها خواستند كه به بقيه هم توضیح داده شود که چه اتفاقی افتاده است و چرا این آدم خطرناك است و يا چرا اخراج شده، اما هیچ توضیحی ارائه نشد و هيچ مدرك و سندي هم هيچوقت نشان داده نشد كه متوجه شویم مشكل چه بوده است. فقط نوشتند كه ما از او خیلی مدرك داريم و نمي خواهيم آنها را علني كنيم. سوال اینجا بود که چرا اگر آن فرد مامور و جاسوس جمهوری اسلامی است اینان نمی خواهند که دیگران این موضوع را بفهمند و شناسایی و یا ثابت شود.
وضع گروه باروني ها بهم ريخته بود و شادي امين انگار عصبي تر از همیشه بود. لحن نوشته هایش تند و غضب آلود و گاهی هم مثل حكم دادگاه بود. متني را در گروه باروني ها نوشتند كه مثل حكم محكوميت بود بدون دادگاه آن شخص بود. درك نميكردم چرا از مدام از «ما» استفاده می کرد در صورتی که فقط موضوع «من» بود. خلاصه ملوكانه مي نوشت. بيشتر ما که با هم تماس داشتيم از هم مي پرسيديم که چه اتفاقی افتاده است اما هيچكس خبر نداشت.
همه منتظر بوديم كه حداقل چند نفر از بچه هاي  داخل ايران توسط آن فردی که از گروه اخراج شده است، لو داده شده و يا برایش مشكلي پيش بياد اما الان بعد از گذشت تقریبا یک سال هيچ اتفاق بدي براي كسي از طرف او پيش نیامده است. او خيلي ها را مي شناخت چون در گروه بارونی ها داستان مي نوشت و شادي امين هم همیشه براش به به و چه چه مي كرد. اما همانطور كه گفتم هيچ اتفاقي نيفتاد. نه كسي دستگير شد و نه كسي تهديد شد و نه برای كسي هيچ اتفاقي كه به اصطلاح امنيتي باشد پیش آمد.
بالاخره نفهميديم كه جريان چیست. سوال های زیادی وجود دارد که اگر این شخص مامور رژيم بود چطور شادي امين مدام به اصطلاح قربان صدقه اش ميرفت و یک دفعه این فرد مامور رژیم شد و حالا هم نمي خواست كسي هويتش را بشناسد. چند بار هم حتي شنيدم كه او را تهديد كرده اند که اگر به سرش زده و اين طرف ها يعني خارج از كشور بياد حسابش را خواهند رسید و او را به دادگاه می کشند.
نمي دانم چرا بر سر يك همجنس گرا بايد چنين بلایی آورده شود فقط براي اينكه ديگر نمي خواهد با شادي امین كار كند. چرا به هيچكس توضيح داده نشد. چرا باید خانم شادی امین به خاطر مسایل شخصی خود با سرنوشت یک همجنسگرا بازی کند؟ من هنوز از شادي امين مي ترسم.


 

هویت افراد نزد عدالت برای دگرباشان محفوظ است.

عدالت برای دگرباشان حاضر است اسناد دریافتی را در اختیار سازمان های پیگیری مرتبط قرار دهد.

خانم شادی امین‌ (سهیلا امین ترابی) می توانند جوابیه خود را برای عدالت برای دگرباشان ارسال کنند.

 

Reports

گزارش دریافتی: جنسیت x؛ از مطلبم دیگر استفاده نکنید

Shadi Amin (Soheila Amintorabi)
شادی (سهیلا) امین ترابی، نویسنده کتاب جنسیت ایکس

وقتی به ترکیه آمدم برای اولین بار شروع کردم به جستجوی اینترنتی. ابتدا فعالان در زمینه LGBT را پیدا کردم و بعد سعی کردم با انها اشنا شوم. در این میان با خانمی آشنا شدم که خود را شادی امین معرفی کرد. طی گفتگویی گفتند مطلبی دارند مینویسند و میخواهند در مورد مشکلات بچه ها در ایران مواردی را انعکاس بدهند با تفاهم و رضایت خودم دو یا سه جلسه در اسکایپ گفتگو کردیم که ایشان صدایم را ضبط کردند و قول دادند در هیچ جای بجز ان کتاب و ان هم به صورت متن از ان صداهای ضبط شده استفاده نکنند. خوب بعد از مدتی اختلافاتی پیش امد.  من تصمیم گرفتم در یک تماس تلفنی از ایشان در خواست کنم دیگر از مطالب من جایی استفاده نکنند و از ایشان اجازه تماس خواستم اما پاسخ دادند «شما مطالب علیه من را تایید کرده اید( با لایک در فیسبوک) و جزو دوستان من نیستید و نمی خواهند صحبت کنند.» خوب ترسی بدتر از بد تمام وجود من را فرا گرفت. من در مورد روابط پارتنری ام در ایران صحبت کرده بودم صدای من ضبط شده بود و چون تازه به ترکیه امده بودم شاید حتی درد و دلی هم کرده باشم و الان هیچ خاطرم نیست از من چه سوالاتی شده است و در سرنوشت من چه تاثیری خواهد گذاشت.

ضمن اینکه ایشان قول دادند بعد از اینکه کارشان تمام شد چند ساعتی وقت مشاوره بمن بدهند ولی به محض عبور خر از پل دیگر هرگز تماسی اسکایپی نگرفتند و وقتی برای من نداشتند آیا من باید قربانی اختلافات ایشان شوم؟ ایا باید تمام روزهایم را با ترس طی کنم ؟ چون یک پست را ( که باب میل خانم شادی امین نبود) در فیسبوک لایک زده ام ؟

ایا قیمت این لایک اینقدر بالا بود؟ به اندازه بازی کردن با سرنوشت یک پناهنده که با هزاران مشکل خودش را به این طرف آب رسانده است؟

سرکار خانم شادی امین ضمن تشکر از شما برای چاپ مطلب من در کتاب جنسیت ایکس با نام مستعار م****خواهشمندم از صدای ضبط شده بنده و صحبت هایی که خیلی محرمانه بود در هیچ جای دیگری استفاده نکنید چون بنده هیچ رضایتی ندارم. ممنونم.

میم.


نام و مشخصات این فرد نزد عدالت برای دگرباشان محفوظ است.

نویسنده نامه جداگانه ذکر کرده که کوشیده تا با خانم شادی امین (سهیلا امین ترابی) تماس بگیرد، اما تماس های ایشان “بلاک” و نادیده گرفته شده است. خانم میم اذعان داشتند که بدون ذکر نام و با توجه به پیشینه ارتباط، هویتشان برای خانم امین محرز است.

عکس مطلب تزیینی است.

عدالت برای دگرباشان حاضر است تا اسناد دریافتی را در اختیار سازمان های قضایی ذیربط قرار دهد.

Reports

گزارش دریافتی: آن تخت با آن روکش بنفش و…

Silhouette of a woman in a hallway
ترديد داشتم بنويسم يا نه، آنچه كه مدت هاي مديدي بود كه آزارم مي داد و مثل يك زخم مي خواست سر باز كند، نه اين عفونت قابل تحمل بود و نه جرات بيرون ريختن اين چرك متعفن را داشتم. از اين عفونتي كه در من به جا گذاشته بود بي اندازه احساس تنفر داشتم و از باز شدن اين زخم عفوني هم وحشت. شايد او خودش مظهر كسي باشد كه هوموفوبيا دارد چرا كه كم نيستند همجنس گراياني كه از او سخت آسيب ديده اند.
چه كسي باور مي كرد اگر مي گفتم. هر روز و هر لحظه با خود يك زخم مزمن عفوني را مثل لاك سنگين ناخواسته حمل مي كنم. هر روز فرسوده تر از پيش.
با خود فكر مي كنم چند نفر آن تخت را با آن روكش بنفش و ديوار رنگي ديده اند. براي چند نفر پس از هم آغوشي، در صبحگاه كافه لاته درست كرده و با يك چشم نيمه باز وقتي از آشپزخانه به اتاق خواب وارد شده، اين عبارت را با لحني مخصوص به خود گفته “عاشقت….م”. در حالي كه هرگز عشق را نشناخته. به چند نفر گفته “فقط ما” خوبيم ولاغير. به چند نفر گفته من اولينم.  به چند نفر و به چه ترفندهايي القا كرده كه ديگران بد هستند. او كمدين خوبي نيست آدمها را قلبا به گريه مي اندازد!!
سرم از اينهمه تناقض در وجود او سنگين مي شود. واقعن چند چهره و درون دارد.
وقتي آن مقاله را در خودنويس خواندم با اينكه  صداي نفس هاش را انگار مي شنيدم و مشمئز مي شدم و مي ترسيدم، اما با خودم مي گفتم  تلويزيون هاي بي بي سي و … به چه قيمت او را اغلب در برنامه مي آورند و مخاطب داخل كشور چگونه مي تواند به واقعيت او پي ببرد. پشت تلويزيون، نمي شود پشت صورت آدمها را ديد. ياد كسي مي افتم كه مي گفت در تركيه پناهجو بوده و با او رابطه ي احساسي و عاطفي برقرار كرده و پس از هم آغوشي مثل يك د**دو او را به كناري گذاشته. چند نفر از اتاق خواب خانه اش و جزيياتش برايم گفتند و سكوت پر از رنجشان را بايد شايد براي هميشه تحمل كنند. براي چند نفر در پشت دوربين اينترنت، شو اجرا كرده و آنها را فريفته و به پاي رابطه!! ي دو طرفه اما موقت كشانده.
و يا چه کسی از آن دوربين بدون اجازه خبر دارد؟!
به چند نفر قول استخدام يا رياست يا مديريت يا مسووليت داده و وقتي تاريخ انقضاشان گذشته، ديگر پرتاب شده اند به فراموشي خانه رنج هايشان. تازه مثلا يك پيج فيس بوكي بسته مگر چندتا مدير و مسئول لازم دارد؟
او قرار بود مشاوره كند اما با من مي خوابيد.
او قرار بود مشاوره كند اما با او هم خوابيد. با آنها هم خوابيد. از گي ها بيزار و از بايسكسوال ها منزجر. قهرمان رختخوابش هميشه خودش بود.
همه چيز از اعتماد شروع شده بود.  همه چيز از اعتماد شروع مي شود. بعد متوجه مي شوي يك ابزار بودي برايش. بعد تهديد…. بعد سكوت… بعد ايزوله شدن… بعد تخطئه … بعد….
اين رابطه اي كه با من و امثال من به نام فعال حقوق همجنس گرايان گشود، تجاوز بود. او هر روز دارد به روان من تجاوز مي كند. با خود فكر مي كنم او تنها به حساب بانكيش فكر مي كند و به ليست بلند بالايي كه با آنها خوابيده است، مي افزايد. از مردها بيزار است اما تمام رفتار و كليشه هايش نقش هاي لومپن مابانه و مردانه را استفراغ مي كند.
چه اندازه در ذهنيت من، او و ما، ديگران را كه از نظر او غير بودند، تخريب كرد و مي كند. يك روز خواهم گفت، همه چيز را در برابرش مي ايستم و مي گويم. او را به خودش نشان مي دهم.

نام و مشخصات ارسال کننده، نزد عدالت برای دگرباشان محفوظ است.

عکس تزیینی است.

از آنجا که امکان تایید مستقل این اظهارات را نداریم، نام فرد خاطی را حذف کرده ایم.

عدالت برای دگرباشان حاضر است تا اسناد دریافتی را در اختیار سازمان های ذیربط قرار دهد.
Reports

۴ شرکت و یک مدیر: خانم امین پاسخ دهید

سهیلا امین ترابی

در پی انتشار اخبار مربوط به ثبت شرکت های خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) در انگلستان بر آن شدیم تا نگاهی داشته باشیم به این شرکت ها و چگونگی فعالیت هایشان را بررسی کنیم.

با توجه به پایگاه داده های شرکت های انگلستان خانم سهیلا امین ترابی دارای چهار شرکت به نام های شش رنگ٬ عدالت برای ایران٬ عدالت برای همه و عدالت در عمل در انگلستان هستند. اولین نکته اینکه خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) مقیم کشور آلمان است  و چرا این سازمان ها در آلمان به ثبت نرسیده اند؟ اینجاست که اهمیت همکاری شادی صدر با سهیلا امین ترابی و اقامت او در انگلستان مشخص می شود. اما نکته ی مهم حذف و اضافه شدن مدیران این سازمان ها است که در زیر بررسی می شود:

الف: شش رنگ

6rang1

همانطور که در تصویر فوق مشخص است شرکت شش رنگ با مسئولیت محدود در تاریخ ۲۰ ماه می ۲۰۱۴ ثبت شده است و میزان درآمد آن گزارش نشده است.

6rang2مدیران این شرکت در ابتدا سه نفر بوده اند شامل خانم سهیلا امین ترابی ۵۱ ساله٬ ساکن آلمان و روزنامه نگار٬ خانم آیدا امیر فلاح ساکن ایران٬ ۳۷ ساله٬ دانشجو و خانم مهرنوش احمدی شهروند ایران٬ ۲۹ ساله و دانشجو. در حالی که ایشان به استناد فیسبوکشان ساکن تورنتو کانادا می باشند و محل اقامتشان به دروغ اعلام شده است. خانم ها مهرنوش احمدی و آیدا امیر فلاح در تاریخ ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۴ به استناد تصویر فوق از سمتشان استعفا داده اند و در نتیجه شرکت شش رنگ تنها یک مدیر و عضو دارد و آن هم خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) است. هیچ هیات مدیره، هیات نظارت و ساز و کار درست مالی هم گزارش نشده است.

ب) عدالت برای ایران

justiceforiran1

همانطور که در تصویر فوق مشخص است شرکت عدالت برای ایران با مسئولیت محدود در تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۱۲ ثبت شده است و میزان درآمد آن گزارش نشده است و درآمد خالص آن تنها یک پوند انگلستان است.

Justiveforiran2

در ابتدا تنها مدیر این شرکت خانم شادی صدر بوده و چهارده روز بعد سهیلا امین ترابی نیز به عنوان مدیر اضافه می شوند. در نهایت مدیران این شرکت دو نفر بوده اند شامل خانم سهیلا امین ترابی ۵۱ ساله٬ ساکن آلمان و روزنامه نگار٬ خانم شادی صدر٬ ۳۵ ساله٬ وکیل و ساکن ایران. در حالی که ایشان به استناد فیسبوکشان ساکن لندن در انگلستان بوده و محل اقامتشان به دروغ اعلام شده است. خانم شادی صدر در تاریخ ۵ مارس ۲۰۱۳ به استناد تصویر فوق از سمتشان استعفا داده اند و در نتیجه شرکت عدالت برای ایران تنها یک مدیر دارد و آن هم خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) است.

باید اشاره کرد که خانم شادی صدر در خیلی از مصاحبه های خود به خصوص در شبکه هاي فارسی بی بی سی و صدای آمریکا به عنوان یکی از مدیران عدات برای ایران معرفی و مصاحبه می شدند در حالی که ایشان قانونا سمتی در عدالت برای ایران ندارند. شایسته است که این مورد با بی بی سی فارسی و صداي آمريكا مطرح شود تا در این مورد پاسخگو باشند.

ج) عدالت برای همه

Justiceforeveryone1

همانطور که در تصویر فوق مشخص است شرکت عدالت برای همه با مسئولیت محدود در تاریخ ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۲ ثبت شده است و میزان درآمد آن صفر پوند گزارش شده است.

justiceforeveryone2

 

مدیران این شرکت از ابتدای ثبت تا به حال دو نفر هستند شامل خانم سهیلا امین ترابی ۵۱ ساله٬ ساکن آلمان و خانم شادی صدر ۴۰ ساله که محل سکونت نیز گزارش نشده است. شایان ذکر است که سن خانم شادی صدر در این شرکت متفاوت از شرکت عدالت برای ایران است. در اینجا ایشان متولد سپتامبر ۱۹۷۴ می باشند و در شرکت عدالت برای ایران ایشان متولد سپتامبر ۱۹۷۹ می باشند.

د) عدالت در عمل

Justiceinaction1

 

همانطور که در تصویر فوق مشخص است شرکت عدالت در عمل با مسئولیت محدود در تاریخ ۸ فوریه ۲۰۱۳ ثبت شده است و میزان درآمد آن ۲۳۷ هزار و ۸۶۲ پوند نزدیک به ۴۰۰ هزار دلار گزارش شده است در حالی که درآمد خالص آن تنها یک پوند انگلستان است.

Justiceinaction2

 

این شرکت در ابتدا تنها مدیرش از تاریخ ۸ فوریه ۲۰۱۳ تا ۱۹ فوریه ۲۰۱۳ خانم شادی صدر متولد سپتامبر ۱۹۷۹ است که استعفا داده و بعد از آن از تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۱۳ تا ۱۷ اوت ۲۰۱۳ خانم شادی صدر متولد سپتامبر ۱۹۷۴ مدیریت آن را به عهده گرفته و پس از آن استعفا داده است و از تاریخ ۱۷ آگوست ۲۰۱۳ تا کنون خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) تنها مدیر این سازمان است. چرخش مالی این شرکت ۲۳۷ هزار پوند استرلینگ (نزدیک به ۴۰۰ هزار دلار آمریکا) گزارش شده بدون آنکه هیچ نامی در محافل حقوق بشری از این شرکت برده شده باشد یا حتی با جستجوی اینترنتی به کوچکترین فعالیتی در آن رسید.

با نگاهی به این شرکت ها که همگی تنها در انگلستان هستند و ممکن است شرکت های دیگری نیز در دیگر کشورها نیز به نام اینها ثبت شده باشد و هنوز در دسترس عموم قرار نگرفته اند می توان فهمید که فعالیت های مشکوکی در جریان است.

چند سوال:

۱- اگر فرض را بر این بگذاریم که این شرکت ها هدفشان فعالیت های سازمانی است و نه تجاری (که در اینصورت می بایست به صورت دیگری ثبت می شدند) و این مدیران اعضای هیئت مدیره ی سازمان هستند که وظیفه ی آنها نظارت کلان بر عملکرد سازمان و اطمینان از صحت گزارشات مالی سالانه ی سازمان است٬ باز مشکلات زیادی وجود خواهد داشت. هیچگاه یک عضو هیئت مدیره نمی تواند و نباید عضو هیئت اجرایی و مدیریتی سازمان باشد زیرا در اینصورت فرد مذکور صلاحیت تایید و نظارت بر کار خود را ندارد و نمی تواند آن را تایید کند. بنابراین آیا خانم شادی امین از اعضای هیئت مدیره ی این سازمان ها است که بر روی فعالیت های مدیران و کارمندان سازمان نظارت کند و یا از مدیران و کارمندان سازمان است؟

۲- چرا در تمام این شرکت ها به جز عدالت برای همه مدیران همه مستعفی شده و تنها خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) باقی مانده است در حالی که در همه جا خانم امین ترابی (شادی امین)  ادعا می کند که این شرکت ها (یا به قول ایشان سازمان ها) گروهی بوده و تصمیم گیری فردی انجام نمی شود؟

۳- چرا گزارش مالی سالانه ی این شرکت ها همانند تمام شرکت های معتبر در دسترس عموم قرار ندارد و گزارشی از عملکرد مالی آنها منتشر نشده است؟

۴- چرا سازمان عدالت در عمل که بودجه ای نزدیک به ۴۰۰ هزار دلار در بانک دارد اصلا نه تنها وبسایتی ندارد بلکه هیچ نامی از ان در مرورگرهای جستجو پیدا نمی شود و هیچ گزارشی از عملکرد آن در طول این سال ها در دسترس نیست؟

۵- چرا شش رنگ و عدالت برای ایران که فعالیت می کنند و در رسانه ها خودشان را بسیار فعال نشان داده اند هیچ بودجه ای ندارند؟

۶- چرا مدام صحبت از فعالیت های مشترک شش رنگ و عدالت برای ایران و همکاری این دو شرکت (یا به قول خودشان سازمان) مطرح می شود در حالی که هر دو این شرکت ها متعلق به یک نفر است و هیچ عضو دیگری ندارد؟ آیا این به معنی کمک کردن دست راست به دست چپ است یا اینکه اذهان عمومی را نادان فرض کرده اند؟

۷- چرا خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) مدام به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم از فعالیت دیگر سازمان های فعال در زمینه ی حقوق بشر ایراد گرفته و آنها را متهم به عدم شفافیت مالی متهم می کند در صورتی که خودشان شفافیتی ندارند؟

یا اینکه خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) از روند قانونی اداره ی سازمان ها و شرکت ها اطلاع ندارد و نمی داند که اصول اولیه اداره ی سازمان های غیر دولتی و فعالیت های اجتماعی چیست و بنابراین اشتباه آنها ناشی از ناآگاهی آنها بوده و بنابراین بر قابلیت ایشان در پیشبرد اهداف حقوق بشری باید شک کرد.

و یا اینکه آگاهانه این تغییرات و اطلاعات اشتباه به دولت انگلیس ارائه شده است تا رد پایی برای ماموران مالیاتی نگذارند و در اصل در قبال بودجه های دریافتی پاسخگو نباشند.

بنابراین در آخر از خانم سهیلا امین ترابی (شادی امین) و خانم شادی صدر درخواست می شود که با پاسخگویی به این سوالات در رفع ابهامات قدم بردارند و شفاف سازی نمایند. عدالت برای دگرباشان به منظور شفافیت هر چه بیشتر  فعالیت های حقوق بشری در زمینه دگرباشان جنسی، تمایل دارد که پاسخ این دو را منتشر و در رفع ابهامات تلاش کند.

 

ش. خ

ژوئن ۲۰۱۵

 

Reports

خورشید همیشه پشت ابرها نمی ماند

شادی امین
سهیلا امین ترابی

این روزها بحثی، حداقل در میان بخشی از جامعه دگرباشان جنسی در گرفته است در باره روش های پر خشونت یکی از فعالین حقوق بشری با پناهنده ها و اعضای جامعه دگرباش جنسی ایرانی.

پیش از هر چیز این را بگویم که من تمایل خاصی برای ورود به بحث هایی از این دست ندارم و همچون بسیاری ترجیح می دهم تنها نظاره گر باشم. دلیل آن نیز روشن است، غالبا این دست “بحث ها” از مسیر اصلی گفتگو خارج می شود. به عمد بازار دشنام پراکنی، تهمت و حتک حرمت داغ می شود و خیلی سریع همه چیز به موضوعی شخصی تنزل داده می شود. شرکت در این “کفتگوها” پوست کلفت، وقت اضافی و اعصابی پولادین می خواهد که در توان و حوصله نگارنده این متن نیست.

اما شادی امین در آخرین جوابیه خود به انتقاداتی اشاره می کند که به نظرم بیان آن از سوی وی شگفت انگیز آمد.

چون تصور می کنم باز کردن این نکات می تواند تا اندازه ای توضیح علل برخی رفتارها و رویکردهای معدودی فعال عرصه حقوق بشر باشد، خود را متقاعد کردم تا این چند کلام را به اشتراک عمومی بگذارم.

شادی امین در صفحه فیس بوک خود با استفاده از ادبیات بسیار سطحی و سرتاسر اهانت آمیز (از جمله خوک نامبدن طرف مقابل) ابتدا با بیمار روانی نامیدن طیفی می گوید که از میان اینان: «…افراد مریض تراز موقعیت خود به عنوانمدیرو مسئول این و آن تشکیلات خودساخته و انفرادی شان، سو استفاده» می کنند.

عجیب بودن بیان این نکته از سوی وی این است که خود شادی امین واقف است که ایشان نیز موقعیتی مشابه دارد با این تفاوت که امین نه مدیر یک سازمان «خودساخته»، بلکه مدیر چهار شرکت خودساخته است:

  1. 6rang Ltd شش رنگ
  2. Justice In Action Ltd عدالت در عمل
  3. Justice For Everyone LLP عدالت برای همه
  4. Justice For Iran Ltd عدالت برای ایران

چند نکته:

– اطلاعات آمده در لینک های بالا هیچ کدام محرمانه نیست و برای دسترسی عموم آزاد است و با یک جستجوی ساده اینترنتی قابل یافت است.

– این شرکت ها همه با نام اصلی شادی امین، یعنی سهیلا امین ترابی “مدیریت” می شوند و همگی «خودساخته» هستند (نام اصلی ایشان هم مخفی نیست و بسیاری آن را می دانند).

– تنها در یک مورد از چهار شرکت (اینجا) ایشان بودجه ای بیش از 237 هزار پوند (در حدود چهارصد هزار دلار) در اختیار دارد. این نشاندهنده امکانات مالی نسبتا قویی ایشان است که مسئولیت بیشتری از ایشان می طلبد.

– البته ایرادی ندارد کسی چهار شرکت داشته باشد و بودجه خود را از جاهایی هم تامین کند. بسیاری به این شکل فعالیت های موثر و مثبتی دارند (و انگی هم به دیگران نمی زنند). همچنین شرکت ها می توانند فعالیت غیر انتفاعی و حقوق بشری هم داشته باشند و در پایان دوره مالی شان “سودی” هم نبرند و همه بودجه دریافتی صرف خرج های جاری و دستمزد دست اندرکاران شود.

اما نکته قابل اعتنا این است که هیچ یک از این شرکت ها هیئت مدیره ندارند (روشن است که هیئت مدیره با چیزی به اسم “هیئت مشاور” فرق دارد).

دلیل اصلی وجود نهاد هیئت مدیره، نظارت بر کار مدیریت و مسئولیت خواهی از آن است. مدیریت در این نوع سازمان ها به هیئت مدیره پاسخگو است. هیئت مدیره می تواند بطور مثال به دلیل تخطی از موازینی مدیریت را تغییر دهد. به زبان ساده تر هیئت مدیره می تواند مدیر را استخدام یا اخراج کند.

اما نبود هیئت مدیره در یک سازمان مسئول، نشان از این دارد که “مدیریت” این مجموعه شرکت ها به هیچ کس پاسخ گو نیست و کسی نیز نمی تواند ایشان را مجبور به رعایت هیچ گونه موازینی کند. این به معنای همان «انفرادی» بودن شرکت های امین است (اینکه در جایی نام یکی-دو نفر دیگر به دلایلی-از جمله برای گرفتن بودجه- در یکی دوتا از این شرکت ها وجود دارد یا نامی اضافه و کم شده چندان در اصل داستان تفاوت ایجاد نمی کند).

باز هم ایرادی ندارد که سازمان یا شرکتی هیئت مدیره نداشته باشد ولی به هر حال «خودساخته» و «انفرادی» بودن یک شرکت یا سازمان اگر عیب است بر همه عیب است و اگر نیست بر هیچ کس عیب نیست.

شادی امین در ادامه می گوید: «افراد مریض» ...« از موقعیت خود به عنوانمدیرو مسئول»،«سو استفاده» می کنند و « کارشان درگیری با سازمان ها و گروه های دیگر» است.

بیان این نکته از جانب ایشان هم بسیار عجیب است چرا که دست اندرکاران شرکت های تحت “مدیریت” خانم امین ترابی (همان یکی-دونفر)، چه در پست های فیس بوکی شان و چه در نامه های هایشان به ایمیل لیست های فعالین حقوق بشر و چه در پچ پچ ها و شایعه سازی های شان علیه سازمان ها و فعالین حقوق بشری به نظر دقیقا «کارشان درگیری با سازمان ها و گروه های دیگر» است. آیا ایشان هم خود را « مریض» می داند؟ آیا ایشان « از موقعیت خود به عنوانمدیرو مسئول»، «سو استفاده» نمی کند؟

حقیقت امر این است که «کمپین» «سراپا اتهام» «به فعالین حقوق بشری» و « تهدید پناهجویان» مدت هاست از طرف کسانی که «از قضا» «سابقه شان» در هاله ای از ابهامات است پیشتر از این ها آغاز شده است.

من متاسفم از بیان این نکات، اما خشونت مداومی که مدتیست از طرف معدودی، خصوصا در حوزه دگرباشان جنسی علیه افراد این جامعه و سازمان ها و فعالین آن اعمال می شود، جدا نگران کننده است. البته این رفتارها تنها محدود به فعالین حوزه دگرباشان جنسی نیست و دیگر فعالان و سازمان های حقوق بشری نیز در امان نبوده اند.

آنچه اکنون شاهد آن هستیم زمزمه های افرادی نگران و خسته است که جان های شان از این فضای پر رعب و وحشت به لب شان رسیده است و می خواهند سکوت خود را بشکنند.

افسوس که در پس این تهمت ها، تهدیدها و شایعه سازی های هیچ انگیزه ای به جز انگیزه های مالی دیده نمی شود.

چنین به نظر می آید که شادی امین (که تنهای تنها هم نیست) تلاش سختی دارد برای بدست آوردن هژمونی در برخی حوزه های حقوق بشری. به زبان ساده تر تلاش دارد تا حوزه هایی را که در آن تمرکز دارد را به انحصار و “مالکیت” خود درآورد، و خود و شرکت هایش را تنها نماینده “به حق” این جریان ها به رسانه ها، سازمان های جهانی و مراکزی که منابع مالی بل قوه هستند معرفی کند.

پرواضح است که سازمان ها و فعالین موفق و با نفوذ در این حوزه ها “رقیب” تصور شوند و این قابل تحمل نیست.

داستان های سرگیجه آور بسیاری وجود دارد از تلاش ها برای بی اعتبار کردن افراد و فشار برای اخراج کسانی که کاملا مطیع “اوامر” نیستند و در سازمان ها، نهادها و رسانه ها مشغول به کار هستند.

افراد اقتدارطلب و تمامیت خواه همواره در پی حذف “دیگران” هستند؛ دشنام می دهند، نفرت پراکنی می کنند، تهمت می زنند و در یک کلام از تمامی امکانات و استعدادهای خود استفاده می کنند برای راندن هر آن که بر سر راه خود می پندارند، تا بلکه تک تاز میدان شوند. اینان بدنبال عدالت برای هیچ کسی نیستند و جز منافع فردی هیچ نمی شناسند.

هر فرد یا گروه حق دارد به هر دلیل در هر زمینه ای که لازم بداند فعالیت کند. این زمینه ها در تملک و انحصار هیچ فرد و گروه خاصی نمی تواند باشد. میزان موفقیت، شکست و اعتبار این فعالیت ها را نیز گذر زمان و تاریخ تعیین می کند.

عمیقا تاسف انگیز است که معدودی برای رسیدن به اهداف فردی خود به نام عدالت و دفاع از انسان و انسانیت به خود اجازه اعمال خشونت بر انسان ها را از هر نوعی که ممکن می بینند می دهند. شگفت انگیز است که چطور هستند کسانی که باور ندارند خورشید همیشه پشت ابرها نمی ماند.

برای در امان ماندن از تهدیدها و دشنام گویی های احتمالی این متن را بدون آوردن نام حقیقی خود می نویسم.

 

ایمیل دریافتی از فساد حقوق بشر

ماه می 2015