گزارش دريافتي: واي به وقتي كه بگندد نمك!

بساط فساد اينها، آنقدر شور شده كه صداي يار گرمابه و گلستان خانم ها، سيروس ملكوتي هم در آمده و در پست فيس بوكي خدمت خانم ها رسيده. گرچه بعد از دو روز، پست مزبور، زير فشار تهديد و ارعاب سهيلا امين ترابي، از فيس بوك پاك شد و سيروس خان ادعا كرد كه انگشتش خورده و پست مزبور پاك شده است. اعتراض آقاي ملكوتي را اينجا بازنشر مي كنيم:

پست سيروس ملكوتي
پست سيروس ملكوتي

در ادامه همين پست، يك كاربر فيس بوك هم کامنت در خور توجهي گذاشته است:

«از این کنفرانس هنوز چیزی نشنیده ام. اما آن چه تاکنون در طی سالهای طولانی دیده ام، همیشه در سطحی بسیار نازل بوده؛ چه از دید تسلط بر دیدگاهای فمینیسم، چه از دید آشنایی به آخرین دیدگاها و دستاوردهای جنبش بین المللی زنان (که پایگاهش در اروپاست و همین جا در همسایگی) و چه از دید نمایندگی و حمایت از زنان ایران. جای تاسف دارد که انسان در پیشرفته ترین نقطه جهان از دید جنبش های اجتماعی زندگی کند و نیازی به یادگیری مثلا از جنبش زنان آلمان نداشته باشد، کارهایی کند و حرفهایی بزند که آنها 40-30 سال پیش گفته اند و امروز آنها را اشتباه “بچگی” خود می دانند.

یکی از این خطاهای بچه گانه جنسیتی دیدن جنبش زنان است. نابرابری موجود هر چندزنان را مورد تبعیض قرار می دهد، اما بخشی از نابرابری اجتماعی، نقض حقوق بشر است و دست کم از این دیدگاه جنبشی است اجتماعی و نه جنسیتی. از این رو جنبش زنان به مردان هم مربوط است. اما تا زمانی که فعالان جنبش زنان مردان را در برابر خود بدانند و زن مرتجع را به مرد پیشرو ترجیح دهند (یکی از احمقانه ترین سخنان شادی صدر که هیچ گاه نیز پوزش نخواست)، روشن است که نه برای زنان جذابیت دارند و نه برای مردان. خودشان نیز رشد نمی کنند و امروز کسی چون سیروس ملکوتی مجبور می شود این گونه سخن گوید.

مردان برابری خواه را به عنوان سیاهی لشکر قبول دارند اما دخالت آنها را در جنبش زنان برنمی تابند. هر گاه که بخواهی از دید مسئولانه چیزی بگویی و پیشنهادی بدهی باید تمام تسلطت به زبان و گفتار را به کار گیری و هر واژه را بسنجی که به تو اتهام زن ستیزی نزنند و یا اگر هم نتوانند چنین چیزی را به تو بچسبانند، بگویند که چرا انتفاد مخرب کرده ای (چیزی که برای من چند سال پیش در کنفرانسی در استکهلم پیش آمد). یا بگویند که اینجا هم شما مردها می خواهید مدیریت کنید؟ دم خروس دید جنسیتی به جنبش زنان در چنین سخنانی آشکار است که زیاد هم گفته می شوند.

حیف است جنبشی که به گفته مسئول حقوق بشر پارلمان اروپا چند سال پیش در گفتگویی با من از آن به عنوان بزرگترین جنبش زنان در جهان چه از دید کیفی و چه کمی (شاید کمی هم اغراق کرد، اما در برجسته بودنش من تردید ندارم) نام برد، این گونه مدیریت شود و چیزی شود که حتی برای بسیاری از زنان نیز جذابیت ندارد.»

 

—————————-

اطلاعات فرستنده ی گزارش نزد عدالت برای دگرباشان محفوظ است.