نامه دریافتی: این همه لشکر آمده، به عشق «شادی» آمده!

گزارش مردمی

دریغ از یک جمله پاسخ از خانم ها!  اما چقدر جالب با واکنش های هیستریک دستشان را رو کردند. واکنش هایی که شباهت دقیقی با رفتارهای جمهوری اسلامی دارد وقتی در هچل افتاده. برای درک بهتر آنچه که می گویم، بیایید موقعیت ها را رفتار شناسی و بعد مقایسه کنیم: وقتی که از جمهوری اسلامی انتقاد می شود و واکنش های رژیم با وقتی که از خانم امین و صدر انتقاد شده و واکنش های آنها.

با تمرکز بر این مقایسه، به موارد مشابه جالبی می رسیم که ظاهرا همه دیکتاتورها وقتی گرفتار پرسش و انتقاد می شوند،‌ به آن توسل می جویند. این موارد و صفات مشابه را فهرست می کنم:

دشمن فرضی

دو ماه و نیم است مجموعه ای از سوالات مطرح شده. از جمله اینکه چرا یک سازمان حقوق بشری، شفافیت مالی ندارد. چرا ساز و کار اداری اش عجیب و غریب است. (مثلا شادی صدر همچنان خودش را مدیر سازمان عدالت برای ایران معرفی می کند اما بیش از دو سال است در مدارک ثبت شده اداری از آن استعفا داده. چرا بودجه سازمان های فعالی مانند عدالت برای ایران و شش رنگ صفر گزارش شده ولی مبلغ قابل توجهی پول در یک سازمان غیر فعال ناشناس ذخیره شده و غیره…) دو ماه و نیم است که مجموعه ای گزارش منتشر شده از جمله از برخی افراد که از تجربه پر خشونتشان نوشته اند. واکنش خانم ها سهیلا امین ترابی (شادی امین سابق) و شادی صدر، از خامنه ای بدتر نباشد بهتر نیست.

استفعای شادی صدر از عدالت برای ایران
استفعای شادی صدر از عدالت برای ایران
توییتر شادی صدر

یادتان هست جمهوری اسلامی در تمام چهار دهه حکومت پر زجرش، هر بار که در هچل می افتاد چه می کرد؟
اول اینکه چون سیستم خود را «الهی» می داند، هیچ انتقادی بر آن وارد که نیست، پرسش پذیر هم نیست. وقتی که انتقاد یا پرسشی مطرح می شود تا آنجا که ممکن است رژیم می کوشد در لایه های زیرین تر آن را در نطفه خفه کند و وقتی در نطفه خفه نشد کوشش می کند آن را به یک خطر غیرخودی مرتبط کند. چگونه؟ با اتکا به پدیده آشنای «دشمن»! با وجود گذشت سالها از عمر رژیم، هنوز معلوم نیست این «دشمن» چه کسی است که با اتکا به آن، وقتی خاطر آقا مکدر می شود، می توان نزدیک ترین عناصر نظام را هم به دشمن چسباند و از سر راه برداشت تا سوالهایشان بی جواب بماند یا انتقادها حذف شود.

دو ماه و نیم است که مجموعه ای از سوالات از خانم ها صدر و امین ترابی مطرح شده. فرض را بر حساب پاک این دو می گذاریم. چرا جواب نمی دهند و قال قضیه را نمی کنند؟ جایی خواندم که شادی صدر نوشته بود عقیده ای به پاسخگویی ندارد؟ چرا؟ چون مانند حضرت آقا «پیغمبر زاده» اید؟ چون همچون «دوازده امام شیعه» معصومید؟ همان کاری را بکنید که از بقیه می خواهید: حساب و کتاب مالیتان را منتشر کنید. بنویسید و بگویید خانم ها آقایان، فلان سایت یا فلان شخص یا فلان فیس بوک دروغ می گوید. این هم مدارکش. یک بار بکنید و منزه شوید. یا بگویید به فلان دلیل، من، شادی صدر، در کاغذهای اداری از مقام مدیریت عدالت برای ایران استعفا دادم اما هنوز عنوانش را در رسانه ها استفاده می کنم، چون…

چرا درست مانند رژیم جمهوری اسلامی وقتی قافیه تان تنگ آمده، پای یک دشمن فرضی را وسط کشیدید که سوالها را دور بزنید؟ کار کار وزارت اطلاعات رژیم است؟ باشد. شما که درست کارید مدارک علیه این به قول خودتان ادعاها را نشان دهید. خشونت نکرده اید؟

سهیلا امین ترابی (شادی امین سابق)، نویسنده جزوه جنسیت ایکس
سهیلا امین ترابی (شادی امین سابق)، نویسنده جزوه جنسیت ایکس

در چاپ جزوه تان در داستان زندگی برخی دست نبرده اید و همه ی مطالب منتشر شده همان حرف های مصاحبه شوندگان است؟ کاری ندارد! صدای مصاحبه های مورد نظر را منتشر کنید و قضاوت را به وجدان مردم بسپارید. چرا مغلطه می کنید؟ پاسخ بدهید تا بقیه هم یاد بگیرند و اگر روزی خودتان پرسیدید آنها هم جواب بدهند. مگر خودتان را «چالشگر» نمی دانید و از «شفافیت» سخن نمی گویید؟ خوب در چالشی که خود در آن رها شده اید، سر بلند بیرون بیایید.

تظاهرات حکومتی

این لشکرکشی مجازی بد شکل چیست که راه انداخته اید؟ آدم را یاد تظاهرات های ۲۲ بهمن و روز قدس و نه دی خامنه ای می اندازید. وقتی که خون مردم را بعد از تظاهرات سال ۸۸ ریختند و حاج صادق و حاج صادق ها در کهریزک با چوب و بطری به معترضان تجاوز کردند، خامنه ای هوس کرد تا با یک نمایش خیابانی خود را تطهیر کند. چادری و ریشو و بسیجی راضی اش نمی کرد، یک مشت افراد بزک و دوزک کرده را هم به خیابان آورد. تظاهرات های ۲۲ بهمن! یادش نه بخیر که همه باید کار و زندگی و مدرسه را ول کنند و به زور بروند شعار بدهند تا هم دل ملاها خوش باشد و هم تهدید های احتمالی رژیم به جرم شرکت نکردن در صفوف «عاشقان ولایت»، عملی نشود. هر جا لازم هم شد بگویند مگر ندیدی مردم آمدند و در حمایت از ما در روز ۲۲ بهمن تظاهرات کردند.

البته حق شماست که صفحه فیس بوک راه بیاندازید در حمایت از خودتان! ولی لطفا دروغ نگویید. اسم صفحه فیس بوک را گذاشته اید علیه تخریب، افترا و ترور شخصیت کنشگران. در توضیحش هم نوشته اید که « جمعی از فعالان» آن را راه انداخته اند. اولا این جمعی از فعالان چه کسانی هستند؟ دوم اینکه اگر علیه تخریب و افترا و ترور شخصیت کنشگران، همه کنشگران، صفحه را راه انداخته اید چرا آدرسش این است؟ به نام شادی امین؟

againstcyberattackstoshadiamin

تنها کنشگر کره زمین خانم شادی امین است که باید با افترا علیه ش جنگید؟ قبله عالم است یا رهبر مسلمین جهان؟ عجب! چه شباهتی. یک مشت «آقا دوربینی» هم دارید که در همه لشکرکشی های مجازیتان هستند و با «لایک های خوشگلشان» دلتان را شاد می کنند. یک نام شناخته شده و خوش نام هم در ردیف مدافعانتان پیدا نمی شود. اگر می شود لطف کنید معرفی کنید تا علاوه بر سنگنورد و کلاغ نویس، ما هم آشنا شویم.

مانند شاگرد مدرسه ها، افراد را جمع نکنید برای شرکت در تظاهرات ۲۲ بهمنتان. شاخه و شانه و لشکر کشی می کنید که از چه فرار کنید؟ از چهار تا سوال که تازه می گویید همه دروغ است؟ خوب اگر دروغ است، مثل افراد متمدن بیایید بگویید دروغ است. نشان دهید، در عمل ثابت کنید که دروغ است. چرا شیوه مواجهه تان با انتقاد، درست طریق دیکتاتورهاست؟ مانند رژیم که در شهر و روستا اتوبوس می گذارد تا آدم ها را برای حمایتش به خیابان بیاورد، لطف کنید افراد را با پیام های مستقیم و غیر مستقیم برای محکومیت «دژمن فرضی» به میدان نیاورید. «موج انتقاد» را با پاسخگویی صریح و شفاف تمام کنید.

مظلوم نمایی

«جسم ناقصی دارم… گریه حضار»! «اگر حتی عکس من را پاره کردند، چیزی نگویید… گریه حضار!»

بله این یکی شیوه خامنه ای را هم پیش گرفته اید! انگار یادمان رفته که تا همین دیروز به یک فعال حقوق بشر خوک، به دیگری پفیوز، به یکی دیگر کپک و به طنز نویس شهر ابرام نفس کش و … گفتید. چه شد که به ناگهان لحنتان چرخیده! خانم صدر یاد بازجویی اش می افتد و خانم امین یاد بلیط فروش کرج؟ ذکر مصیبت می کنید تا با لایک های «الله اکبر» واره حضار، اعتماد به نفس بگیرید؟
عجب! چقدر جواب دادن به دو سوال ساده، سخت شده. نمونه ای از پرسش و پاسخ ها با شادی صدر و سهیلا امین ترابی (شادی امین سابق) در دو ماهی که گذشت! به همین بی ربطی:

خانم امین، چرا شفافیت مالی ندارید؟
پاسخ شادی امین: یادم هست وقتی بچه بودم بلیط بخت آزمایی می فروختند…

خانم صدر شما چرا با وجود استعفا از مدیریت سازمان عدالت برای ایران هنوز خودتان را مدیر می خوانید؟
پاسخ شادی صدر: شش سال پیش در چنین روزی بازداشت شدم!

خانم امین، یکی از افرادی که با او مصاحبه کردید در نامه ای نوشته که چون حرفهایش تحریف شده، نمی خواهد اظهاراتش در کتاب باقی بماند؟
پاسخ خانم امین: رکن چهارم سازمان فلان و بصار ضمن انتشار بیانیه ای از احتمال حمله سایبری به همجنسگرایان خبر داده

خانم صدر شما که منادی حقوق بشر هستید چرا انقدر لحن خشونت آمیز ناآرامی دارید؟
پاسخ خانم صدر: این منتقدان سکسیست ضد زن مشغول اسیدپاشی مجازی بر صورت ما زنان هستند.

خانم امین چرا برای کتاب خود «لایک» فیس بوک خریدید؟ چرا وانمود کردید که مطلبتان بیننده و خواننده بسیار داشته در صورتیکه ۹۰ درصد «لایک» های فیس بوکتان حتی فارسی بلد نبودند و اهل پاکستان بودند (اشاره به این ماجرا)؟‌
پاسخ خانم امین: به نظر می رسد افرادی که تا دیروز علیه ما شایعه پراکنی می کردند وارد فاز تازه ای شده اند و می خواهند سر ما را ببرند!

حواله به قانون خود نوشته

جمهوری اسلامی متخصص حواله دادن هر آن چیزی است که خوش ندارد به قانون. قانون در جمهوری اسلامی با سلیقه حاکمان بالا و پایین می رود. صحبت از آزادی بیان می کنند و با وقاحت هر چه تمام تر می گویند آزادترین کشور جهان ایران آخوندهاست اما در واقعیت…

برداشت شما از قانون هم گویا با ملاها فرقی ندارد. آزادی بیان می فهمید یعنی چه؟ می دانید که تهدیدهای مکررتان برای بستن دهان ما جرم است نه حرفی که ما می زنیم؟ می فهمید افترا آن چیزی است که شما به افراد می زنید و سوال پرسیدن افترا زدن نیست؟ دیدم در میان «آقا دوربینی ها»یی که در تظاهرات مجازی تان شرکت کردند، همان ۴ نفر لایک زن ثابت را می گویم، یکی نوشته بود که بروید به پلیس بین المللی شکایت کنید. خوب بکنید. چرا نمی کنید؟ بروید بگویید از ما سوال می کنند، ما خوشمان نیامده چون بهترین آدم های روی کره زمین هستیم. ببینیم چه می شود؟

هزار بار آرزو می کنید که اینجا ایران و اوین مال شما بود نه؟ آن وقت داشتیم در ۲۰۹ آب خنک می خوردیم که از شما انتقاد کردیم. اینجا ایران نیست. آزادی بیان وجود دارد و حق انتقاد، پرسش و تشکیک در صدر آن خانم صدر! همانطور که اخیرا احتمالا خبردار شده اید ( و آنقدر شرف داریم که علنی اش نکنیم تا رژیم اسلامی از آن سو استفاده نکند و تف سر بالا برای سایر فعالان نشود) ما، زنجیره ای از اقدامات حقوقی برای مجبور کردن شما به بازگشت به دنیای پاک تر را آغاز کردیم.

قپی «پیگیری حقوقی» علیه پرسشگران را نیایید که خنده دار است. روی ناآگاهی عده ای جوان ناوارد به قوانین آزادی بیان آمریکای شمالی و اروپا، خصوصا آن دسته که در داخل ایران زندگی می کنند یا در میان پناهجویان بی دفاع و تازه از ایران بیرون آمده سرمایه گذاری نکنید. صورت مساله را نچرخانید و عوض نکنید. مانند محمود احمدی نژاد سوال ها را با سوال جواب ندهید. تهدید نکنید. دقیقا همان کاری را علنی انجام می دهید که به آن متهم هستید: با تهدید و ترعیب کوشش می کنید تا مخالفان را ساکت کنید. نمی توانید. اینجا ایران نیست و شما «رهبر معظم انقلاب» نیستید.

اتفاقات مضحک

یکی دیگر از وجه تشابه های شما و آقایان در تهران اتفاقات مضحکی است که در جریان پروژه های جدی شما می افتد. خصوصا بعد از راه افتادن شبکه های اجتماعی، یکی از پرطرفدارترین ژانرها، اتفاقات مضحکی است که در جریان این راهپیمایی رژیم می افتد و بعدا ویدیوهایش منتشر می شود. آن تظاهرکننده که تلویزیون ایران از او پرسید که برای چه آمدی به تظاهرات و او حتی نمی دانست ۲۲ بهمن چه روزی است! یا آن یکی تظاهرکننده که ساندیس به دست جلوی دوربین حاضر شد و اول مرگ بر آمریکا گفت و بعد شروع کرد به اعلام موضع بی ربط علیه تیم فوتبال پرسپولیس.

در تظاهرات و نمایش مجازی شما هم گویا از این اتفاقات کم نمی افتد. مثلا یکی از «تظاهر کنندگان» گرامی که در فیس بوک علیه تخریب و افترا در توصیف شادی امین با «تبری جستن» از همان خشونتی که ما هم از آن گله داریم، اشاره به خشونت های فیزیکی خانم امین ترابی فرموده اند و از جمله نوشته اند که به سبب همین کتک کاری ها، یک جای سالم در بدنش نیست.

تبری از کتک کاری های شادی امین
تبری از کتک کاری های شادی امین

چقدر جالب! پژوهشگر، مدیر شبکه فلان و سازمان بهمان و نویسنده و روزنامه نگار و فیلمساز و طرفدار حقوق همجنسگرایان و زنان و بشر و استند آپ کمدین و فعال سیاسی، قداره کش و لات هم تشریف دارند. چقدر عالی!

نخیر! در دنیای امروز منادی صلح و حقوق بشر بودن با خشونت و کتک کاری مغایرت دارد. این دقیقا همان نکته ماست که این «تظاهرکننده مجازی گرامی» هم به آن اشاره کرد.

بس کنید!‌ به این خشونت سازماندهی شده پایان بدهید. به دروغ، نیرنگ، حمله، توهین و مجموعه کنش هایی که باعث خارج شدن مسیر مبارزه ما علیه نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران می شود پایان دهید. به خودتان بیایید.

در طول شش سال گذشته اگر یک مورد موفقیت داشته باشید می دانید در چیست: در تفرقه افکنی میان فعالان از راه جنگی که با همه ( به نفع خودتان)‌ آغاز کردید و تلف کردن وقت ها با دعواهای بی فایده و جنجال های مشکوکتان. جمهوری اسلامی درونتان را خاموش کنید! خانم امین ترابی، ما سالهاست که از خمینی پروری، فرد محوری، سازمان بازی ها و فرصت سوزی های دهه شصتی عبور کردیم. در قاموس ما چماق کشی های کنفرانس برلین نمی گنجد هر چند که با تک تک سلولهای بدنمان با کسی مخالف باشیم. ( این تصاویر مشت زدن و کتک کاری شما با پلیس آلمان را بارها تماشا کردم. «پژوهشگر حقوق بشری» این دوره و زمانه، چنانکه خود دوست دارید نامیده شوید، پلیس کشوری مانند آلمان را کتک نمی زند. فیلمش را از اینجا ببینید)

دستگیری و اخراج شادی امین از کنفرانس برلین به دلیل خشونت
دستگیری و اخراج شادی امین از کنفرانس برلین به دلیل خشونت

نتیجه گیری:
در این ۳۷ سال، آیا جمهوری اسلامی توانست با هوچی گری، نمایش های خیابانی، در اختیار گرفتن پروپاگاندای عظیم داخلی و خارجی حتی یک مورد از هزاران مورد اتهاماتش را پاک کند؟ توانست نقدها را ساکت و پرسش ها را منحرف کند؟ توانست مثلا از یاد مردم ببرد که در شهریور ۶۷ چه جنایتی کرد؟ توانست جنایات خرداد ۶۰ را از ذهن ها پاک کند؟ ابدا. از عادت حکومت به اعتماد به نفس گرفتن های کاذب از این شیوه ها اگر بگذریم، هوچی گری سالهاست که منسوخ شده و کار نمی کند. همه سوالها، نقدها و فریادها سر جایش مانده. اتفاقا حکومت عاقل نبود که خود را فرای هرگونه پرسشی گذاشت که شاید اگر جواب یکی دو نقد را می داد، کارش به اینجا ها نمی کشید. دنیایی را تصور کنید که خامنه ای قبول می کرد اشتباه کرده. هم خامنه ای مقبول تر بود و هم مردم راضی تر. نه؟

حقیقت اینجاست که در مورد شما هم همین است. امروز شما با دو ماه و نیم پیش فرق می کند. تا دو ماه و نیم پیش، شما بر طبل دعوا با همه می کوبیدید و بر خر مراد سوار بودید. نقد حق انحصاری شما بود و شما از هر نقدی مبرا! هر کاری دلتان می خواست می کردید. ( شاید در مطلبی جداگانه مرور کردم افتراهای جور و واجورتان علیه افراد را)

اما در این ۷۰ روز، چنان بی سیاست، دیکتاتورمآبانه و عقب مانده با پرسش هایی که  درباره شما و از شما مطرح شد روبرو شدید که مجبور خواهید بود تا آخرین روزی که فعالیت می کنید، این پرسش های بی جواب و به حق را با خودتان یدک بکشید. کاری با خود کردید که هر بار هر کس شما را ببیند پرسشهایی را به یاد بیاورد که شما بی جواب گذاشتید.  توجیه هایتان انقدر بی ربط و تکراری است که حوصله ها از شنیدن دوباره اش سر رفته.

کلام آخر با شادی صدر

یک بار در حاشیه یکی از جلسه های میدان زنان در تهران (سالها پیش از رفتنت به لندن) وقتی برای پیشبردن حرفت، با کسی در افتاده بودی، با یکی دو نفر از دوستان سابقت، کنارت کشیدیم و گفتیم شادی دیگر بزرگ شده ای. اسم و رسم داری. دیگر شرایطت، شرایط روزهای صفحات لایی آفتابگردان روزنامه همشهری نیست که برای چاپ مقاله ات با نوجوان های دیگر کشتی بگیری. دیگر آن نوجوان نیستی. مردم دیگر جدی ات می گیرند و چون جدی ات می گیرند، اتفاقا شکننده تری. به تو توصیه کردیم به جای له له در پیله خودت، بزرگان جهان را در عرصه حقوق بشر الگویت قرار دهی. ای کاش گوش می کردی و در این چاه نمی افتادی. کاشکی دست کم حالا گوش کنی و خود از بیرون به خودت نگاه کنی که چطور به یک دیکتاتور بدنام تبدیل شده ای که همه شهر از سو شهرتت خبر دارند ولی خودت، با اقسام روش ها (که بالاتر توضیح دادم) خودت را گول می زنی. حیف. واقعا حیف. نقد پذیر باش. کار خودت را بکن. به همه احترام بگذار و گاهی به جای فریاد کشیدن، دنبال شیوه های مسالمت آمیزتری برای پیش بردن هدف هایت باش. خشونت و عدم شفافیت، نقد ناپذیری، سرمایه گذاری روی لمپن ها و ساندیس خورپروری کی ره به جایی برده که اینبار ببرد نور بی بی؟


نگارنده، برای خود نام مستعاری انتخاب نکرده است.

لینک به اسناد و مطالب بیرونی در مطلب، توسط عدالت برای دگرباشان اضافه شده است.

گزارش مردمی
فرقه شادی پرستان؟

مجموعه اقدامات مثلث شادی امین، شادی صدر و رها بحرینی آنها  را به یک فرقه خطرناک شبیه کرده است.

گزارش مردمی
«شادی صدر از یک درویش چهل هزار دلار پول خواست تا کمکش کند»

نامه دریافتی: من قسمتی از حرف های شما را قبول دارم چون خودم از نزدیک شاهد بی شرفی این زن پولکی و ضد بشر و ضد ایرانی و ایرانیت، شادی صدر بودم.

گزارش مردمی
چه کسی را نباید به کنفرانس‌ها راه داد؟

نامه دریافتی: در طول چند روز گذشته، سهیلا امین ترابی ( شادی امین سابق )، شادی صدر و رها بحرینی، بسیجی وار و درست مانند گله سربازان گمنام امام زمان که برای ساکت کردن صداهای راستین، با هجوم به رسانه ها، مبادرت به جو سازی می کنند، رویه مشابه پیش …