خورشید همیشه پشت ابرها نمی ماند

شادی امین
سهیلا امین ترابی

این روزها بحثی، حداقل در میان بخشی از جامعه دگرباشان جنسی در گرفته است در باره روش های پر خشونت یکی از فعالین حقوق بشری با پناهنده ها و اعضای جامعه دگرباش جنسی ایرانی.

پیش از هر چیز این را بگویم که من تمایل خاصی برای ورود به بحث هایی از این دست ندارم و همچون بسیاری ترجیح می دهم تنها نظاره گر باشم. دلیل آن نیز روشن است، غالبا این دست “بحث ها” از مسیر اصلی گفتگو خارج می شود. به عمد بازار دشنام پراکنی، تهمت و حتک حرمت داغ می شود و خیلی سریع همه چیز به موضوعی شخصی تنزل داده می شود. شرکت در این “کفتگوها” پوست کلفت، وقت اضافی و اعصابی پولادین می خواهد که در توان و حوصله نگارنده این متن نیست.

اما شادی امین در آخرین جوابیه خود به انتقاداتی اشاره می کند که به نظرم بیان آن از سوی وی شگفت انگیز آمد.

چون تصور می کنم باز کردن این نکات می تواند تا اندازه ای توضیح علل برخی رفتارها و رویکردهای معدودی فعال عرصه حقوق بشر باشد، خود را متقاعد کردم تا این چند کلام را به اشتراک عمومی بگذارم.

شادی امین در صفحه فیس بوک خود با استفاده از ادبیات بسیار سطحی و سرتاسر اهانت آمیز (از جمله خوک نامبدن طرف مقابل) ابتدا با بیمار روانی نامیدن طیفی می گوید که از میان اینان: «…افراد مریض تراز موقعیت خود به عنوانمدیرو مسئول این و آن تشکیلات خودساخته و انفرادی شان، سو استفاده» می کنند.

عجیب بودن بیان این نکته از سوی وی این است که خود شادی امین واقف است که ایشان نیز موقعیتی مشابه دارد با این تفاوت که امین نه مدیر یک سازمان «خودساخته»، بلکه مدیر چهار شرکت خودساخته است:

  1. 6rang Ltd شش رنگ
  2. Justice In Action Ltd عدالت در عمل
  3. Justice For Everyone LLP عدالت برای همه
  4. Justice For Iran Ltd عدالت برای ایران

چند نکته:

– اطلاعات آمده در لینک های بالا هیچ کدام محرمانه نیست و برای دسترسی عموم آزاد است و با یک جستجوی ساده اینترنتی قابل یافت است.

– این شرکت ها همه با نام اصلی شادی امین، یعنی سهیلا امین ترابی “مدیریت” می شوند و همگی «خودساخته» هستند (نام اصلی ایشان هم مخفی نیست و بسیاری آن را می دانند).

– تنها در یک مورد از چهار شرکت (اینجا) ایشان بودجه ای بیش از 237 هزار پوند (در حدود چهارصد هزار دلار) در اختیار دارد. این نشاندهنده امکانات مالی نسبتا قویی ایشان است که مسئولیت بیشتری از ایشان می طلبد.

– البته ایرادی ندارد کسی چهار شرکت داشته باشد و بودجه خود را از جاهایی هم تامین کند. بسیاری به این شکل فعالیت های موثر و مثبتی دارند (و انگی هم به دیگران نمی زنند). همچنین شرکت ها می توانند فعالیت غیر انتفاعی و حقوق بشری هم داشته باشند و در پایان دوره مالی شان “سودی” هم نبرند و همه بودجه دریافتی صرف خرج های جاری و دستمزد دست اندرکاران شود.

اما نکته قابل اعتنا این است که هیچ یک از این شرکت ها هیئت مدیره ندارند (روشن است که هیئت مدیره با چیزی به اسم “هیئت مشاور” فرق دارد).

دلیل اصلی وجود نهاد هیئت مدیره، نظارت بر کار مدیریت و مسئولیت خواهی از آن است. مدیریت در این نوع سازمان ها به هیئت مدیره پاسخگو است. هیئت مدیره می تواند بطور مثال به دلیل تخطی از موازینی مدیریت را تغییر دهد. به زبان ساده تر هیئت مدیره می تواند مدیر را استخدام یا اخراج کند.

اما نبود هیئت مدیره در یک سازمان مسئول، نشان از این دارد که “مدیریت” این مجموعه شرکت ها به هیچ کس پاسخ گو نیست و کسی نیز نمی تواند ایشان را مجبور به رعایت هیچ گونه موازینی کند. این به معنای همان «انفرادی» بودن شرکت های امین است (اینکه در جایی نام یکی-دو نفر دیگر به دلایلی-از جمله برای گرفتن بودجه- در یکی دوتا از این شرکت ها وجود دارد یا نامی اضافه و کم شده چندان در اصل داستان تفاوت ایجاد نمی کند).

باز هم ایرادی ندارد که سازمان یا شرکتی هیئت مدیره نداشته باشد ولی به هر حال «خودساخته» و «انفرادی» بودن یک شرکت یا سازمان اگر عیب است بر همه عیب است و اگر نیست بر هیچ کس عیب نیست.

شادی امین در ادامه می گوید: «افراد مریض» ...« از موقعیت خود به عنوانمدیرو مسئول»،«سو استفاده» می کنند و « کارشان درگیری با سازمان ها و گروه های دیگر» است.

بیان این نکته از جانب ایشان هم بسیار عجیب است چرا که دست اندرکاران شرکت های تحت “مدیریت” خانم امین ترابی (همان یکی-دونفر)، چه در پست های فیس بوکی شان و چه در نامه های هایشان به ایمیل لیست های فعالین حقوق بشر و چه در پچ پچ ها و شایعه سازی های شان علیه سازمان ها و فعالین حقوق بشری به نظر دقیقا «کارشان درگیری با سازمان ها و گروه های دیگر» است. آیا ایشان هم خود را « مریض» می داند؟ آیا ایشان « از موقعیت خود به عنوانمدیرو مسئول»، «سو استفاده» نمی کند؟

حقیقت امر این است که «کمپین» «سراپا اتهام» «به فعالین حقوق بشری» و « تهدید پناهجویان» مدت هاست از طرف کسانی که «از قضا» «سابقه شان» در هاله ای از ابهامات است پیشتر از این ها آغاز شده است.

من متاسفم از بیان این نکات، اما خشونت مداومی که مدتیست از طرف معدودی، خصوصا در حوزه دگرباشان جنسی علیه افراد این جامعه و سازمان ها و فعالین آن اعمال می شود، جدا نگران کننده است. البته این رفتارها تنها محدود به فعالین حوزه دگرباشان جنسی نیست و دیگر فعالان و سازمان های حقوق بشری نیز در امان نبوده اند.

آنچه اکنون شاهد آن هستیم زمزمه های افرادی نگران و خسته است که جان های شان از این فضای پر رعب و وحشت به لب شان رسیده است و می خواهند سکوت خود را بشکنند.

افسوس که در پس این تهمت ها، تهدیدها و شایعه سازی های هیچ انگیزه ای به جز انگیزه های مالی دیده نمی شود.

چنین به نظر می آید که شادی امین (که تنهای تنها هم نیست) تلاش سختی دارد برای بدست آوردن هژمونی در برخی حوزه های حقوق بشری. به زبان ساده تر تلاش دارد تا حوزه هایی را که در آن تمرکز دارد را به انحصار و “مالکیت” خود درآورد، و خود و شرکت هایش را تنها نماینده “به حق” این جریان ها به رسانه ها، سازمان های جهانی و مراکزی که منابع مالی بل قوه هستند معرفی کند.

پرواضح است که سازمان ها و فعالین موفق و با نفوذ در این حوزه ها “رقیب” تصور شوند و این قابل تحمل نیست.

داستان های سرگیجه آور بسیاری وجود دارد از تلاش ها برای بی اعتبار کردن افراد و فشار برای اخراج کسانی که کاملا مطیع “اوامر” نیستند و در سازمان ها، نهادها و رسانه ها مشغول به کار هستند.

افراد اقتدارطلب و تمامیت خواه همواره در پی حذف “دیگران” هستند؛ دشنام می دهند، نفرت پراکنی می کنند، تهمت می زنند و در یک کلام از تمامی امکانات و استعدادهای خود استفاده می کنند برای راندن هر آن که بر سر راه خود می پندارند، تا بلکه تک تاز میدان شوند. اینان بدنبال عدالت برای هیچ کسی نیستند و جز منافع فردی هیچ نمی شناسند.

هر فرد یا گروه حق دارد به هر دلیل در هر زمینه ای که لازم بداند فعالیت کند. این زمینه ها در تملک و انحصار هیچ فرد و گروه خاصی نمی تواند باشد. میزان موفقیت، شکست و اعتبار این فعالیت ها را نیز گذر زمان و تاریخ تعیین می کند.

عمیقا تاسف انگیز است که معدودی برای رسیدن به اهداف فردی خود به نام عدالت و دفاع از انسان و انسانیت به خود اجازه اعمال خشونت بر انسان ها را از هر نوعی که ممکن می بینند می دهند. شگفت انگیز است که چطور هستند کسانی که باور ندارند خورشید همیشه پشت ابرها نمی ماند.

برای در امان ماندن از تهدیدها و دشنام گویی های احتمالی این متن را بدون آوردن نام حقیقی خود می نویسم.

 

ایمیل دریافتی از فساد حقوق بشر

ماه می 2015