مثلث مدعی حقوق بشر و فریب افکار عمومی

تحلیل
شادی امین، رها بحرینی (که از وجهه ی سازمان عفو بین الملل به نفع سازمان عدالت برای ایران سواستفاده می کند) و شادی صدر (که سالها در میان اصلاح طلبان رژیم در داخل کشور فعال بوده) علیه یک زندانی سیاسی سابق دهه ی شصت که سالها عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده) با فریبکاری، حقه بازی و با دروغ و دغل نسبت به جمع آوری امضا اقدام کرده اند تا بدین گونه نام مرا از لیست سخنرانان بنیاد پژوهشهای زنان حذف کنند. منافع سه نفر یادشده در یک جا به هم گره خورده است و آن هم سازمان «عدالت برای ایران» است که مدت‌هاست تبدیل به «عدالت برای ما» ‌شده است. به همین دلیل است که آن‌ها به صورت هماهنگ با یکدیگر عمل می‌کنند. بخش بزرگی از امضا کنندگان از مفاد، محتوا و تاریخچه ی آنچه امضا کرده اند کاملن بی اطلاع هستند.
طی بیانیه ای که در تاریخ سی ام ماه می 2018 با عنوان “اعتراض بیش از 100 کنشگر حوزه های مختلف به کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان” منتشر شده، ادعا شده است که “یکی از سخنرانان دعوت شده، شخصی است که در افترا و خشونت سایبری نقش داشته است“. در این متن آمده: “سه سال پیش، یک کمپین افترازنی علیه شادی امین، فعال و پژوهشگر حوزه جنسیت و همکاران او آغاز شد که برای مدت نزدیک به دو سال، به شکل بی‌وقفه و در قالب یک وب‌سایت با ده‌ها مطلب، چندین صفحه فیس بوک، چندین اکانت در سایر شبکه‌های اجتماعی از جمله اینستاگرام و توییتر، دایره وسیعی از هولناک‌ترین افتراها از جمله تجاوز، آزار و خشونت علیه پناهندگان و فساد مالی را علیه آنان منتشر می‌کرد.
و سپس در ادامه متن آمده است: “با کمک کارشناسان آی‌تی و در یک روند سه ساله، در نهایت در آوریل امسال دادگاهی در تورنتو، در حکم خود همه مطالب یاد شده را بی‌اساس و افترا دانست و یک ایرانی مقیم آن شهر را به دلیل نقشی که در ایجاد وب‌سایت و انتشار آن مطالب داشت، به پرداخت ۲۵ هزار دلار جریمه محکوم کرد. در جریان دادگاه اسنادی برملا شد که ثابت می‌کرد شخصی به نام مهناز قزلو، مقیم استکهلم، در فراهم آوردن مطلب برای این وب‌سایت که حاوی افتراهایی به شادی امین چون تجاوز، کار گذاشتن دوربین مخفی در اتاق خواب، آزار روانی و… بود، نقش داشته است”.
در حالی که هیچیک ازحاضرین و طرفین دعوا (اعم از قاضی، وکلا، دادستان، شاکی، متهم و شهود) در هیچ بخش از پروسه ی دادرسی از من به عنوان دایرکننده ی وبسایت علیه دگرباشان و یا همکاری در تهیه مطالب آن سخنی نگفته و مطلقن چنین ادعایی مطرح نیست باید پرسید این دروغ شریرانه چرا و از کجا ناشی می شود؟ بی تردید امضا کنندگان این بیانیه باید ثابت کنند در کجای حکم دادگاه به چنین ارتباطی اشاره شده است. آیا آنها حکم دادگاه‌ را دیده و خوانده‌‌اند؟
جالب اینجاست که در متن این بیانیه از شخصی که متهم این دادگاه و طرف دعوای شادی امین بوده و در این دادگاه محکوم شده، نامی برده نشده بلکه تنها اشاره ای تلویحی به او می شود، در حالیکه از من به عنوان کسی که به هیچوجه و هیچگونه نقشی در هیچ بخشی از روند دادرسی هرگز نداشته ام به وضوح و علنی نام برده می شود که خود عین “هتک حرمت، سلب حیثیت فرد موضوع افترا، نقض جدی حقوق و عملی مجرمانه محسوب می شود و دادگاهها در کشورهای مختلف، با آن برخورد حقوقی و فرد مفتری را مجازات می کنند”.
چه خوب که تهیه کنندگان و امضا کنندگان این بیانیه به عمل مجرمانه ی خود واقفند!
در این بیانیه همچنین آمده است: “با وجود اطلاع قبلی از عملکرد این سخنران و اسناد رسمی ارائه شده در دادگاه مبنی بر نقش وی در این افترازنی و خشونت سایبری، تاکنون نام او را از فهرست سخنرانان حذف نکرده اند. به عبارت دیگر، این فشار روحی ناعادلانه را به قربانی خشونت تحمیل کرده‌اند که در زیر یک سقف، شاهدِ دادن اعتبار به خشونت‌گر باشد.
خانم شادی امین با طرح ادعاهای متناقض و دروغین تلاش دارد اصل ماجرا همچنان در ابهام بماند. ایشان که ابتدا ادعا داشت در دادگاه ثابت شده که من اظهار داشته ام ایشان به من تجاوز کرده، اکنون مدعی است من در فراهم آوردن مطلب برای وبسایت عدالت برای دگرباشان نقش داشته ام.
ضمن مطالعه 52 صفحه حکم دادگاه کانادا (لینک در زیر) که 16 صفحه ی آن مربوط به ادعاهای طرفین دعوا بوده و از صفحه ی 17 به بعد نتایجی است که قاضی دادگاه بر مبنای روند دادرسی اعلام کرده است اساسن و به هیچ روی اثری و نامی از من تحت هیچ عنوانی وجود ندارد چه رسد به اینکه در روند دادرسی بعنوان مجرم و همدست برملا شده باشم.
حکم دادگاه:
همچنین در مطالعه ی صورت جلسه 1030 صفحه ای دادگاه (لینک در زیر)، در عین حال در هیچ صفحه، خط و واژه هیچگونه ادله، سند و اتهام حقوقی یا محکومیت قضایی مبنی بر همکاری من با وبسایت عدالت برای دگرباشان حتا مطرح نشده و بنابراین در حکم دادگاه نیز که مربوط به محاکمه ی من نبوده و طرف دعوا اساسن من نبوده ام بلکه شخص دیگری در کشوری دیگر یعنی کاناداست هیچ اشاره ای بر علیه یا محکومیت من تحت هیچ عنوانی اساسن مطرح نیست.
صورتجلسه دادگاه در 1030 صفحه:
عجبا که خانم شادی امین ناشیانه، غیرحرفه ای، غیراخلاقی و کینه آلود در تلاش است به انحای مختلف القا کند که گویا این من بوده ام که در دادگاه کانادا محاکمه و محکوم شده ام که این خود مصداق افترا، تخریب شخصیت و طرح اتهاماتی بی اساس و قابل پیگیرد قانونی است.
همانطور که در مقاله ام تحت عنوان: “خانم شادی امین هر چقدر هم تلاش کند قادر نیست گوی سبقت از سازمان مجاهدین خلق برباید” نوشته ام: پس از چهار سال بر دوش کشیدن اتهامات مختلف از سوی خانم شادی امین و تبعات دروغپردازی و شایعه پراکنی وی علیه من، ضمن اینکه اساسن تنش میان فعالین حوزه ی حقوق بشر را به سود جنبش براندازی رژیم اسلامی ایران نمی بینم علیرغم اینکه وی مدعی بود که وبسایت “عدالت برای دگرباشان” را من راه انداخته ام، پس از سه سال در دادگاهی در کانادا یکی از فعالین حقوق دگرباشان بنابر حکم صادره به دلیل عدم ارائه مدارک لازم محکوم شد.
بر اساس حکم دادگاه مشخص شده است من نه تنها هیچ ربطی به این سایت نداشته‌ام بلکه روحم نیز از ماجرا بی‌خبر بوده است. خانم شادی امین به جای عذرخواهی و پوزش از من دست پیش را گرفته است که پس نخورد.
در ضمن در همان مقاله توضیح دادم که در سال 2015 روایت های زیادی در باره ی خانم شادی امین از پناهجویان ساکن ترکیه چه بصورت نوشتاری و گفتاری دریافت کرده و شنیده ام که هیچ کس در هیچ کجا تاکنون آنها را از من نشنیده است. نامه ای از میان ایمیل ها و چت ها و پیامها توسط یکی از پناهجویان در ترکیه بدستم رسید که مرا شگفت زده کرد!
یکی از وظایف من به عنوان فعال حقوق بشر و کنشگر برابری جنسیتی این است که اگر حتا در موارد گزارش شده نقض حقوق بشر و خشونت علیه انسانها ولو اینکه یک درصد درست باشد در مورد آن مکلفم که تحقیق کنم.
در عین حال تاکید کردم: “من قصد انتشار دوباره‌ی این نامه را ندارم چنانچه هرگز نداشته ام” و توضیح دادم: “با توجه به اینکه تعداد بسیار معدودی از فعالین دگرباش با مقوله پناهجویان در ترکیه بطور رسمی کار می کنند، محتوای نامه‌ی دریافتی را بطور خصوصی برای چک کردن و چاره جویی و نه برای انتشار به یکی از فعالین حوزه دگرباشان ارسال کردم. کاری که بسیاری از فعالان حوزه‌های اجتماعی، پناهندگی و … در موارد مشابه می‌کنند. من مکاتبه ام را با آقای پارسی همچنان دارم که نشان می دهد نویسنده نامه من نیستم. پس از انتشار نامه از سوی آقای پارسی در وبسایت خودنویس به چاپ آن اعتراض کردم. هر چند در حکم دادگاه کانادا نه تنها علیه وبسایت خودنویس حرفی زده نشده بلکه آن را از شمول شکایت نیز خارج کرده است.”
فارغ از 1030 صفحه صورتجلسه ی دادگاه که به موضوعات مختلف پرداخته و به هیچ وجه موضوع و مخاطب دادرسی من نیستم، در صفحه ها ی 29 و 30 و 31 و 32 صورتجلسه ی دادگاه کانادا، از آقای پارسی پرسیده می شود: ایمیل (آن پناهجو) از چه طریق و در چه تاریخی برای او (آقای پارسی) فرستاده شده. آقای پارسی هم به درستی پاسخ می دهد: مهناز قزلو در روز هجدهم ماه می 2015 یکروز پس از روز جهانی مبارزه با دگرباش ستیزی ایمیل را برای او فرستاده و او در 23 می به آن پاسخ داده است.
سپس از آقای پارسی از چند و چون دریافت ایمیل، نویسنده، فرستنده و … سوال می شود. پاسخ آقای پارسی:
او (مهناز) ایمیل را برای من (آقای پارسی) فوروارد کرد و سپس طی مکالمه ی تلفنی توضیح داد که نویسنده (آن پناهجو) نمی خواسته بطور مستقیم با من (آقای پارسی) تماس بگیرد و این او (مهناز) بود که با او (آن پناهجو) در تماس بود.
همچنین از آقای پارسی سوال می شود: آیا این متن (انگلیسی) دقیقن همان متنی (فارسی) است که شما دریافت کردید؟ آقای پارسی پاسخ می دهد به نظرم درست همان باشد شاید هم اشتباه کنم. و اضافه می کند: به هر حال می شود به متن نامه که در وبسایت خودنویس منتشر شده مراجعه کرد.
(قابل ذکر آنکه ایمیل مورد نظر توسط من در تاریخ هجده ماه می 2015 برای چاره جویی بطور خصوصی و نه برای انتشار برای آقای پارسی فرستاده شده و وبسایت عدالت برای دگرباشان اساسن در آن تاریخ وجود خارجی نداشته است. و سپس در پنجم ماه ژوئن 2015 یعنی هفده روز بعد در وبسایت عدالت برای دگرباشان منتشر شده است)
آقای پارسی در همین بخش می افزاید: سپس من پاسخی نوشتم و از مهناز خواستم که از طرف من برای نویسنده فوروارد کند.
دادگاه سپس در مورد چرایی انتشار متن نامه در فیس بوک آقای پارسی پرسش کرد و ایشان هم توضیحاتی داد که به موضوع من مربوط نمی شود.
در ضمن باید توضیح بدهم ایمیل آن پناهجو عنوانی نداشت اما متاسفانه در اینترنت با عنوان “آن تخت با آن روکش بنفش و دیوار رنگی” بدون اجازه و آگاهی من منتشر شده است.
در بخش دیگری از بیانیه شریرانه ی شادی امین و شادی صدر و رهابحرینی آمده: در اینجا (بخشی از صورتجلسه دادگاه مورخ ۱۵ ژانویه ۲۰۱۷) و اینجا (حکم دادگاه، پاراگراف‌های ۸۹ و ۱۲۵)، اسناد دادگاه که نقش داشتن فرد یادشده را در افترا و خشونت سایبری را ثابت می‌کند، بارگذاری شده است.
و اما متن پاراگراف های 89 و 125 و ترجمه به فارسی که ادعا شده بر مبنای آنها، من در دادگاه کانادا به عنوان مجرم برملا شده ام.
[89] Mr. Parsi admitted that he had the bed with the purple cover letter in his email account prior to it being posted on justice4lgbt. He received it on May 18, 2015. He testified that he received it from a colleague of his in Sweden who is an Iranian LGBT activist. Justice4lgbt was created on May 21 and on May 23 he responded to the letter about the purple cover and that he would like more letters sent to him. On June 8, 2015 the same purple cover letter was posted onjustice4lgbt and on June 14 Mr. Parsi posted a Facebook link to that letter.”
پاراگراف 89- آقای پارسی تایید کرده است که مقاله ی تخت خواب با روتختی بنفش را پیش از انتشار در وب سایت عدالت برای دگرباشان دریافت کرده است. او این مقاله را از طریق ایمیل از فعال حقوق دگرباشان در سوید در تاریخ هجدهم ماه مه دریافت کرده است. وب سایت عدالت برای دگرباشان در تاریخ ۲۱ ماه مه تاسیس شده است. آقای پارسی در تاریخ ۲۳ ماه مه به ایمیل دریافتی از فعال حقوق دگرباشان در سوید پاسخ داده است. آقای پارسی تایید می کند که در این ایمیل خواسته که اگر مطالب بیشتری با چنین ادعایی در دسترس است برای او فرستاده شود. در تاریخ پنجم ژوین این مطلب روی وب سایت عدالت برای دگرباشان منتشر شده و در تاریخ ۱۴ ژوئن آقای پارسی لینکی از آن را در فیس بوک شخصی خود منتشر کرده است.
[1251 Applying the test of whether the words are capable of being defamatory, I conclude that they are indeed defamatory. The author alleges that she was raped by Ms. Amin and that Ms. Amin committed emotional rape. The article also says that Ms. Amin has exploited intimate and sexual relationships with clients and that she hates gays and bisexual people. Finally, the article alleges that Ms. Amin has a hidden camera in her bedroom used to record visitors without their knowledge or consent.
پاراگراف 125: “با درنظر گرفتن مفهوم قانونی افترا، من ( قاضی) به این نتیجه رسیده ام که این مطلب افترا برانگیز است.
نویسنده این مقاله، ادعا کرده است که توسط شادی امین به او تجاوز روحی شده است. در این مقاله همینطور آمده که خانم امین که با مراجعینش بد رفتاری می کند و با آنها رابطه جنسی دارد. در این مقاله آمده که خانم امین از گی ها و بایسکشوال ها متنفر است. در پایان این مقاله آمده که خانم شادی امین در اتاق خوابش دوربین مخفی کار گذاشته بدون اینکه به مراجعینش بگوید.”
سوال اینجاست چرا شادی امین، شادی صدر و رها بحرینی تمام محتوای حکم دادگاه کانادا را به فارسی منتشر نمی کنند. آنها کمپین کثیف و پر از دروغ و افترایی را علیه من اتفاقن علنی و مستند کرده و در آن اتهامات بی اساسی را با ذکر نام من در شبکه های اجتماعی منتشر کرده اند.
چند سال قبل نیز شادی صدر و شادی امین یک پروژه‌ امضا گیری دیگری را در فضای مجازی پیش بردند.
با مشخص شدن نتیجه ی دادگاه کانادا تصور می‌کنم باید واقعن موجب شرمندگی امضا‌کنندگان بیانیه ی قبلی شده باشد چرا که پیشتر، آنان متنی را امضا کرده بودند که در آن شادی امین و همراهانش با مدیریت شادی صدر مدعی شده بودند که وزارت اطلاعات در فضای مجازی کمپینی را علیه او راه‌اندازی کرده است در حالی که بر اساس حکم دادگاه کانادا مشخص شده است که این کار توسط یکی از فعالان شناخته شده دگرباش انجام شده و هیچ ربطی به توطئه‌ی وزارت اطلاعات و … ندارد. به نظر می رسد پروپاگاندای غیرعادلانه و سخیف این دو تمامی ندارد. شادی صدر و شادی امین هربار مشکلات شخصی خود با فعالان اجتماعی و سیاسی را در فضای مجازی به دستگاه امنیتی و اطلاعاتی رژیم ربط می‌دهند.
به اینان توصیه می کنم دست از شانتاژ، فریب افکار عمومی، جوسازی و تخریب بردارند. روایت های دروغ پایدار نخواهند بود. برای چندمین بار و صرفن برای تنویر افکار عمومی اعلام می کنم که من به هیچوجه در راه اندازی و تامین اطلاعات با وبسایت عدالت برای دگرباشان و حتا محکوم دادگاه در کانادا در این راستا هیچگونه همکاری و همرسانی نداشته ام. اگر خانم شادی امین، شادی صدر و رها بحرینی قصد تخریب ندارند چرا مدارک خود را بر علیه من به دادگاه ارائه نداده و طرح دعوی نمی کنند؟
موضوع دادگاه کانادا دعوای بین خانم شادی امین و آقای آرشام پارسی بوده و من در این پروسه ی قضایی اساسن هیچ گونه نقشی به هیچوجه هرگز نداشته ام. من همواره انتقادات و نقطه نظرات خود را با نام واقعی خود منتشر کرده ام و چنین اتهامی شایسته ی کسانی است که علیرغم ادعای روشنفکری و آشنایی به حقوق مدنی اقدام به تخریب و شایعه سازی می کنند. مگر همین رویه از سوی مجاهدین تابحال به نتیجه ای رسیده که شما نیز دقیقن همان شیوه را سرسختانه پیروی می کنید؟
با پیوست تمام گزارش جزییات دادگاه (صورتجلسه) و حکم دادگاه تصریح می کنم که اسناد دادگاه به وضوح نشان می دهد که آنچه شادی امین، شادی صدر و رهابحرینی ادعا می کنند نه تنها هیچ نشانی از دخالت و نقش من در دایر کردن یا همکاری با وبسایت عدالت برای دگرباشان ندارد بلکه ادعاهای بی اساس آنان به تمامی دروغ محض و ناشی از قدرت طلبی، تمامیت خواهی و عدم باور به آزادی و حقوق دموکراتیک دیگران است.
کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان این بار هم مثل سالیان گذشته می‌آید و می‌گذرد اما قطعن روسیاهی به سه مدعی «عدالت برای ایران» و «کنشگر عفو بین‌الملل» و «حقوق بشر» می‌ماند که با کثیف‌ترین شیوه‌ها و با استفاده از پمپاژ دروغ می‌کوشند مانع از «آزادی بیان» یک زندانی سیاسی سابق در سوئد شوند.
مهناز قزلو
سی و یکم ماه می 2018 – استکهلم
سهیلا وحدتی
تحلیل
اعتراض شدید یک فعال سرشناس به قبیله شادی امین و شادی صدر

این نوشته خانم سهیلا وحدتی، فعال سیاسی در اعتراض به فرقه‌ و قبیله شادی امین، شادی صدر و رها بحرینی بسیار در خور توجه است: نامه “اعتراض بیش از ۱۰۰ کنشگر حوزه های مختلف به کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان”* را خواندم و از دیدن نام برخی کسانی که آن را امضا …

ایرج مصداقی
تحلیل
روشنگری در مورد ابعاد تازه ای از آنچه در کنفرانس بنیاد پژوهشهای زنان گذشت

پژوهشگر و فعال حقوق بشر،‌ آقای ایرج مصداقی در گفتگو با تلویزیون میهن، جزییات تازه ای از لشکرکشی عدالت برای ایران و تلاششان برای بر هم زدن کنفرانس بنیاد پژوهش‌های زنان منتشر کرده است.

تحلیل
سایت پیک ایران: نقدی بر کتاب جنسیت ایکس

این مطلب روز جمعه ۱۴ اوت ۲۰۱۵ به قلم خانم سارا ماه پرور در وب سایت خبری پیک ایران منتشر شده است: نقدی بر کتاب جنسیت ایکس، نوشته شادی امین سارا ماه پرور اخیرا کتابی با نام جنسیت ایکس، نوشته خانم شادی امین در فضای مجازی منتشر شده است. این …